فرهنگ‌سازی سیری چند!

وقتی چاره پاک کردن صورت مساله می‌شود

فرهنگ‌سازی سیری چند!

خورشید – سیدیاسر رضوی: هفته سیزدهم لیگ برتر برگزار شد و بازهم شاهد مجموعه قضاوت‌هایی بودیم که به زعم برخی کارشناسان داوری، مشکل‌دار بود. قضاوت‌هایی که ناخودآگاه با توجه به اتفاقات اخیر در فوتبال کشورمان که این جماعت را به شدت نوک پیکان اتهام به ارتشا و تبانی قرار داده سوت‌های زده شده را شبهه‌برانگیز جلوه داد. فضایی که دادزدن‌های گاه و بیگاه مربیان کنار خط و برسر کوبیدنشان را به نوعی قابل توجیه می‌کند. گل سرسبد اتفاقات داوری به دو بازی تراکتور – فولاد و پرسپولیس – داماش بر می‌گردد. در تبریز تورج حق‌وردی یکی، دو اشتباه فاحش را داشت تا در بازی‌ای که شاگردان جلالی می‌توانستند به یک برد خانگی با ارزش دست یابند و به صدر نزدیک شوند، تنها با کسب یک امتیاز مهمان خودشان را بدرقه کنند. در تهران و در نبرد سرخپوشان پایتخت با داماش گیلان هم شاهد چند صحنه از جمله گل اول پرسپولیس و اخراج کفشگری بودیم که عملکرد شاهین حاج‌بابایی را زیر سوال برد.

مجید جلالی بعد از این بازی می‌گوید عذاب وجدان دارد که چرا از همان هفته اول سروصدا نکرد و هچون دیگر مربیان با قیل و قال به دنبال احقاق حق تیم خودش نبود. مربی‌ای که معمولا آرام است و در سخت‌ترین شرایط به‌سختی می‌توان نقد یا اعتراضی تند از زبان او شنید. علی دایی هم لب خط وقتی اتفاقات درون بازی را می‌بیند که بازیکنش بدون دلیل کارت زرد می‌گیرد و در ادامه هم با خطایی که می‌توانست کارت نداشته باشد با رنگ قرمز کارت داور مواجه می‌شود یا اینکه به جای کمک‌داور با داد و فریاد خودش به حاج‌بابایی می‌فهماند که لب خط را نگاه کند، اینگونه اعتراض می‌کند. احقاق حقی که از سوی داور چهارم بازی با تهدید گزارش به داور و اخراج از زمین مواجه می‌شود تا علی دایی را وادار کند با چهره‌ای برانگیخته و عصبانی به این داور جوان و جویای نام نشستن سرجایش را گوشزد کند.

بله، ما هم همچون دزفولی ناظر بازی پرسپولیس – داماش معتقدیم که در شأن مربیان تیم‌های بزرگ اینچنین رفتارهایی که میلیون‌ها بیننده تلویزیونی و هوادار حاضر در ورزشگاه را شاهد و ناظر عملکرد خودشان می‌بینند زیبا و برازنده نیست. بله، ما هم معتقدیم باید فرهنگ‌سازی شود و رفتار علی دایی با داور چهارم درست نبود. اما آقای دزفولی در این فضای رعب وحشت مربیان از به اصطلاح سر بریده شدن سوت به دستان، چه کسی متولی این فرهنگ‌سازی است؟ شاید جواب شما کمیته داوران است!

واقعا کمیته‌ای که بزرگان آن به جای پرداختن به بحث فنی و عملکرد داوران، به دنبال لشکرکشی و مصاحبه‌های آنچنانی مقابل رقیب است و افتخارش به جای تحویل داورانی در سطح بین‌المللی، خط کشیدن روی لیست اعلامی از سوی دپارتمان است، می‌تواند این وظیفه را عهده‌دار باشد؟ یا این کمیته در طی این سال‌ها و در فوتبالی که میلیارد کم‌کم رنگ پول خرد به خودش می‌گیرد، به فکر این بود سقف درآمد این جماعت را به حدی استاندارد برساند که دیگر هر سوت داورانش با نشان دادن پول در سکوها به داور مواجه نشود و قهرمانی، داور بین‌المللی این جماعت این روزها تبدیل به سنبل تبانی و ارتشا در فوتبال نشود؟

آنچه مشخص است با این شیوه و در فضایی که هنوز نمی‌دانیم بابت این همه جرم و کشف جرم چه کسی مقصر نهایی پرونده فساد در فوتبال کشورمان لقب خواهد گرفت، فکر اینکه ریشه فساد را بتوان خشکاند، خیالی باطل و خام به‌نظر می‌رسد. وقتی در این قیل و قال به نظر می‌رسد همه به جای حل مساله دنبال پاک کردن صورت مساله هستند و به قول علی دایی در این فضا خیلی‌ها خودشان را پشت اسم‌هایی همچون محسن قهرمانی پنهان کرده‌اند. پس با ادامه این اوضاع و اگر چاره‌ای عاجل اندیشیده نشود، با طولانی شدن این شرایط امنیت مستطیل سبز با خطری جدی مواجه خواهد بود. جایی که این‌بار یک جیمی جامپ به جای دویدن وسط زمین و بغل کردن بازیکن محبوبش به دنبال خالی کردن عقده‌ای باشد که خودمان نخواستیم با بهبود یافتن فضا باعث فروکش کردن آن شویم.

اجنبی‌های ارزشمند!

خورشید – سیدیاسر رضوی: با گذشت سه ماه و اندی از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، هنوز وزارتخانه وزارت ورزش و جوانان سکاندار اصلی خود را نشناخته و بعد از مسعود سلطانی‌فر که نتوانست رای اعتماد نمایندگان مجلس را بگیرد، این صالحی‌امیری است که به‌عنوان سرپرست در این وزارتخانه مشغول به فعالیت است. امیری در این مدت کوتاه حضورش با توجه به سیاست تنش‌زدایی، دستاوردهای خوبی در حوزه‌های مختلف ورزش به دست آورده؛ نتیجه‌ای که شاید بی‌انصافی باشد همه را به صرف حضوری کوتاه به نام وی ثبت کرد. با این حال در این میان آنچه در این کارنامه بیشتر به چشم می‌خورد، عملکرد خارجی‌‌های تیم‌های مختلف ملی است. صعود تیم ملی فوتبال کشورمان برای چهارمین بار به جام‌جهانی با کارلوس کی‌روش اولین اتفاق این روزهای خوب ورزشمان بود. صعودی که فقط تبریک آن سهم دولت یازدهم شد. تیم ملی‌ والیبال کشورمان با هدایت خولیو ولاسکو، سرمربی آرژانتینی و کارنامه‌دار کشورمان که شروع درخشش در اولین حضور در لیگ جهانی والیبال بود و در نهایت هم به قهرمانی در جام ملت‌های آسیا در دولت تدبیر و امید ختم شد. پائولو مالارا، سرمربی تیم ملی واترپلو توانست برای نخستین‌بار در تاریخ این رشته در کشورمان عنوان نخست و مدال طلای مسابقات قهرمانی کاپ آسیا را به دست بیاورد و جواز حضور در مسابقات جهانی را کسب کند. خسوس کاندلاس اسپانیایی بعد از انتقادهای زیاد به جای علی صانعی سکاندار هدایت تیم ملی فوتسال شد. خسوس در اولین تجربه‌اش توانست تیم ملی را بدون سر و صدا به تورنمنت چین و مسابقات آسیایی داخل سالن ببرد و به قهرمانی برساند. ممی بچیرویچ، سرمربی اسلونیایی تیم ملی بسکتبال، در اولین حضورش بعد از کسب سهمیه جام‌جهانی 2014 در ادامه توانست با شکست دادن فیلیپین در فینال، قهرمان رقابت‌های آسیایی این رشته شود. مارکو اوکتاویو، طی 2 سال حضورش توانست 4 عنوان قهرمانی در المپیک ساحلی چین، مسابقات قهرمانی آسیا (مقدماتی جام‌جهانی) قطر، مسابقات فوتبال ساحلی غرب آسیا در قشم و تورنمنت دوستانه بلاروس را به دست آورد و با بدشانسی در رقابت‌های جهانی تاهیتی و در عین شایستگی بعد از اولین حضور در جمع 8 تیم حذف شد.  

بدون شک همه این افتخارات با دانش بالا، سابقه درخشان و تسلط این جمع بر حیطه مربیگری به دست آمده که در طی مدت کوتاهشان به خوبی پتانسیل‌های ورزش ما را شناختند و با بضاعت موجود از عوامل تاثیرگذار در رقم زدن روزهای موفقیت‌ ورزش ما بوده‌اند. تعریف و تمجیدی که نمی‌تواند نقض توانایی‌های دیگر مربیان وطنی عرصه ملی همچون رسول خادم، محمد بنا، علی دوستی‌مهر، کوروش باقری، رضا مهماندوست و... باشد. اما اینکه تعریف از این توانایی‌های اظهرمن‌الشمس، اجنبی‌پرستی قلمداد شوند و افرادی نوشتن از آن‌ها را قلم زدن به خاطر یک مشت اجنبی تلقی کنند، دور از انصاف است. جماعتی که هیچ موفقیت بین‌المللی ندارند و با کوله‌باری از ادعا به جای الگوگیری مثبت از موفقیت‌ها و بهره‌گیری از شیوه‌های روز دنیا، جدای نسبت دادن موفقیت‌های به دست آمده به خودشان، آنها را مورد حمله قرار می‌دهند.

در این فضا و افتادن ورزش ایران روی ریل موفقیت با ترکیب خارجی‌ها و داخلی‌ها، وظیفه سنگین وزارت ورزش و شخص صالحی‌امیری که شاید می‌خواهد با دست پر برای گرفتن رای اعتماد به بهارستان برود، حفظ این ترکیب است. ترکیبی که می‌تواند با نگاهی مثبت از آنچه که امیری از خود نشان داده و بهره‌گیری از استعدادهای هر رشته در کنار این افراد، زمینه‌ساز یک نسل موفق و تداوم‌دار بابت درخشش در جهان ورزش باشد. پس حفظ یک اجنبی که چند ده هزار دلار می‌گیرد اما باعث اذعان موفقیت ورزش ما باشد و شاهد اهتزاز پرچم ایران در بلندای قله‌های مختلف باشیم ارزشمند‌تر از میلیارد، میلیارد هزینه از بیت‌المالی است که هیچ بهره و ثمری ندارد.

بهترین از برنده، خوش‌اخلاق از بازنده

قوانین نانوشته در انتخاب برترین‌ها؛

بهترین از برنده، خوش‌اخلاق از بازنده

خورشید – سیدیاسر رضوی: این روزها جدای مشکلات ریز و درشت فوتبال کشورمان که اهم آن جدای بحث بی‌پولی به حاشیه‌هایی همچون بحث سوت‌های جهت‌دار داوران برمی‌گردد، یک اتفاق نکو اما بسیار تعجب‌برانگیز هم در این حول و حوش مستطیل سبز در حال رخ دادن است. این موضوع به انتخاب‌های بهترین بازیکن فنی و بازیکن اخلاق بعد از هر بازی برگزار شده در لیگ باز می‌گردد. هرچند که تماشای این رویکرد بیشتر به واسطه اسپانسر تامین کننده این بخش به بازی‌های پخش مستقیم سرخابی‌ها اختصاص دارد اما در همین چند بازی اخیر هم انتخاب‌های صورت گرفته علامت‌ سوال‌های زیادی را بابت متر آن به وجود آورده است. چرا که در اکثر این انتخاب‌ها بازیکن فنی از تیم برنده و بازیکن اخلاق از تیم بازنده مشخص می‌شود. در این سنت به‌وجود آمده آنچه بیشتر آزاردهنده‌تر است گزینه بازیکن اخلاق است. در این انتخاب‌ها گویا به جای اینکه ابعاد اخلاقی و رفتاری بازیکنان در طول بازی میزان نقش محوری گزینش صورت گرفته باشد، شایسته‌سالاری صورت گرفته بیشتر به سوپاپ اطمینانی شبیه شده که برای خاموش کردن حاشیه‌های بعد از هر بازی که به نوعی جنجال در آن صورت گرفته، به کار می‌رود. در بازی جنجالی و پرسروصدای سپاهان و پرسپولیس در فولادشهر که هنوز حاشیه‌های آن دست از دامان فوتبال ما به خاطر بحث داوری و اخراج دقیقه دو سیدمیثم حسینی برنداشته، همنام او در میدان یعنی سیدجلال حسینی به عنوان بازیکن اخلاق شناخته شد. اگر بازی را تماشا کرده باشید و یا نگاهی به عکس‌های منتشر شده از این بازی بیندازید، صحنه‌هایی از درگیری حسینی در چند صحنه از این بازی کاملا مشخص است. هرچند عصبی بودن بعد از این رخداد، موضوعی عجیب نمی‌تواند باشد، اما انتخاب او به عنوان بهترین بازیکن جز دادن یک پوئن به تیم پرسپولیس معنای دیگری نمی‌تواند داشته باشد. یا در بازی دیگر قرمزهای پایتخت برابر صبای قم در هفته دوازدهم لیگ برتر، ملقب شدن رضا عنایتی به‌عنوان بهترین بازیکن میدان از نظر اخلاق از این دست انتقاداتی است که به این انتخاب‌ها صورت می‌گیرد. در این بازی و حتی بازی‌های قبلی که از این بهترین گلزن تاریخ ادواری لیگ طی هفته‌های گذشته لیگ سیزدهم شاهد بودیم، می‌دیدیم که عنایتی در طول بازی بارها فریاد و اعتراضش کاملا به چشم می‌آمد و در همین بازی برابر پرسپولیس در حالی شایسته لقب بهترین بازیکن میدان شد که صحنه درگیری چند دقیقه‌ای او با سیدجلال حسینی و دخالت داور و دیگر بازیکنان برای جدا کردن آن‌ها به کل انتخاب‌هایی از این دست توسط سازمان لیگ را با چالشی جدی مواجه می‌سازد. انتخابی که بازهم در یک بازی پرحاشیه از بالا گرفت دعوای کهنه و قدیمی سرمربی دو تیم صبا و پرسپولیس انجام گرفت. با این اوصاف خوب است همانطور که گفته شد مسئولان فوتبالی کشورمان این حرکت درست و نیکو را از مسیر و رسالت اصلی‌اش که بسط و گسترش بازی جوانمردانه در دنیای توپ گرد است به جاده خاکی نکشانده و آن را فدای سیاست‌های به اصطلاح تنش‌زای خود نکنند. چرا که با تداوم این تفکر قطعا اعتلای این فرهنگ در نسلی که چشم به تماشای این رفتارها و انتخاب‌های اینچنینی دارد، رنگ باخته و این خشت‌های غلط و کج گذاشته شده برای برپایی دیواری صاف از فرهنگ پهلوانی برای آیندگان خرابه‌ای بیش به یادگار نخواهد گذاشت.