آقايان حالا گريه كردن براي اين هوادار رواست
هواداران طعمه ارزان فتحالفتوح بازي ميلياردي
اين روزها در بازار مكارهاي كه يك نفر از صبح بايد از خانه بيرون برود تا بتواند مخارج يك زندگي حداقلي را فراهم كند و همه و هم و غمش در طول فعاليت كاري روزانه خود اين باشد كه اشتباهاي نكند تا مبادا هزينه يك روز فعاليت كاري او كه مصادف است با خريد يك عدد مرغ در اين روزها، شنيدن خبرهايي كه حاكي از پرداختهاي چندين ميليوني و بعضا ميلياردي به فلان بازيكن درجه چندمي كه حتي كشورهاي آمادهخور حاشيه خليجفارس هم آنها را طرد كرده و ميلي به حفظ آنها ندارند، دود از كله آنها بلند ميكند.
آنها كه فقط نظارهگر روزگاري هستند كه يك مسابقه بزرگ بين مديران فوتبالي براي كسب درآمد بيشتر از دولت آغاز شده و هركس بيشتر خرج كردن از كيسه دولت را بهتر بلد باشد برنده اين مسابقه لقب ميگيرد و پرچ فتحالفتوح خود را بالاي سر ميبرد، چه كسي خبر از حال كارمند يا كارگري دارد كه گره كور امروز زندگياش سختتر از روز گذشتهاش ميشود. كارگري كه تا ديروز اگر 300 هزار تومان اجاره ميداد و 330 هزار تومان حداقل وزارت كار را دريافت ميكرد، امسال با اينكه با رشد 18 درصدي حقوق او به چيزي حدود 400 تومان رسيده و براي جبران 150 هزارتومان كه شايد حداقل زيادهخواهي صاحبخانهها براي اضافه كردن اجارهبها هست بازهم كم و كاستيهايش را بايد تا پاسي از شب براي جبران مابهالتفاوت و خرجهاي حداقلي زندگي خود برسر كار دوم يا حتي سوم باشد. واقعا اين چه بها دادن به هواداري است كه با خيل عظيمي از مشكلات بازهم برايش صرف هزينههاي زياد در ورزش را هدفگذاري ميكنيم و از آن به عنوان ابزار كليدي رشد اقتصادي باشگاهها در نيل به خصوصيسازي نام ميبريم.
اما سوالي كه پيش ميآيد اين است كه چرا اين همه قدرتنمايي مديران ما در رقابت خرج كردن از كيسه دولت در ورزش و آن هم فقط فوتبال متمركز شده و همه نيل به رسيدن خواستههاي خود در دراز و كوتاه مدت را از اين مقوله طلب ميكنند، به بخشها و حوزهاي مثل فرهنگ توجه نميكنند تا به صرف اينكه اينها براي خدمت آمدهاند نه مقام و منزلت، هر روز شاهد پر و خالي شدن ماشينهاي مبارزه با مفاسد اجتماعي در سطح شهر نباشيم، كه به علت عدم فرهنگسازي مناسب هر روز از اصل دور شده و به گرداب فرع فرو ميرويم.
عدد 103 ميليارد درآمد يكي از باشگاهها از رانت دولتي كه ديروز از سوي يكي از نهادهاي خبري اعلام شد و هوش از سر خيليها پراند. چرا اين رقم اعلامي كه به زعم رانت بودنش براي جذب ميلياردي بازيكناني بيكيفيت و خرده فرمايشات و ناز و كرشمههاي آنها هزينه شده و در اغلب اوقات اين پولهاي ميلياردي كه سهم مردم و بيتالمال است را دور ريختهايم را طور ديگري هزينه نكرده و به شيوه ديگري به مساله نگاه نميكنيم. شيوهاي كه اگر درست هدايت و بررسي شود در نهايت با هر بلند و پاييني يك دفاع مظلومانه را از سوي مدير وقت به صرف اينكه اين هزينهها براي ايجاد شور و نشاط در ورزش بوده را شاهد نخواهيم بود.
آيا مديران ردهبالاي ما كه برخي از آنها همچون وزير صنايع از گلايههاي مردم بر سر گرانيها تورم خبر دارند و حتي بابت اين مشكلات مردم هم نزد مديران بالادستي خود اشك ميريزند و طلب كمك بيشتر براي حل مشكل مردم دارند، در اين مقالها ورود نميكنند و در اين روزگار وانفسا كه فشارها زياد است و كمر مردهاي خانواده بر سر فشارهاي زنديگ در حال خم شدن و شكستن است آستينها را بالا نميزنند تا پدال ترمز اين حركت را فشار دهند.
با يك حساب سرانگشتي با اين عدد به دست آمده از اين رانت احتمالي ميبينيم كه مديران اين تيمها كه همه زندگي خود را به زعم جلب رضايت هواداران گذاشته و حتي از مرخصي استحقاقي خودشان بابت اين موضوع گذشتهاند، با اين پول به جاي پر كردن جيب اين بازيكنان غيراستاندارد و بيكيفيت از پول بيتالمال و اين مردم كه از صبح عليالطلوع به دنبال يك لقمه نان براي نگه داشتن شرايط حداقلي و معمولي زندگي خود هستند، با شنيدن رقم قراردادهاي بازيكنان تيم محبوبشان برسر تومن تومن پول درخواستيشان و گربهرقصانيهايي كه برسر اين بازار گرمي انجام ميدهند يك چشمشان بهت و يك چشمشان حسرت است، چه كارهاي بزرگي ديگري ميتوانستند براي شاد كردن دل اين هواداران و ايجاد شور و نشاط انجام دهند.
شايد با اين پول هنگفت كه از كيسه و جيب دولت خارج شده است، بتوان نوع هزينه كردن را عوض كرد و دل چيزي حدود 20 هزار زوج جوان هوادار و چشمانتظار براي دريافت يك وام 5 ميليوني كه هر روز بايد خرده فرمايشات اين بانكهاي بيرحم و پولپرست را تحمل كنند تا بعد از جور كردن ضامن از كره ماه و مريخ منتظر تامين بودجه باشند تا بتوانند شرايط حداقلي خود را براي يك سقف و آشيان دو نفره فراهم كند را تسريع ببخشيم و اينگونه از جان براي تيم و هوادارانش مايه بگذاريم و با اين كجانديشيهايي كه به آنها اينگونه روا مي شود، مقابله نماييم. هزينه و پولي كه قطعا دور ريختن نيست و علاوه بر ايجاد شور و نشاط و هيجان، عفاف و پاكدامني را هم به جامعه بازخواهد گرداند. پولي كه اگر به عنوان وامهاي كم بهره و يا در قالب سرمايهگذاري و شراكت توسط اين باشگاهها كه قصد فراهم كردن يك شركت «هولدينگ» كه لازمه آن داشتن سرمايه بسيار زيادي است را دارند، در اختيار توليدكنندگان قرار بگيرد با يك تير دو نه سه نشان خواهيم زد. اول اينكه ميتوان به عنوان يك برند از اين محل هم به رونق بخشيدن چرخه اقتصاد كمك كرد و هم با درآمدزايي حاصل از شراكت در اين شركتها هم به سود رسيد و از سود ماحصل آن هم به رونق بخشيدن باشگاه كمك كرد و هم رنگ و لعاب سفره هوادار را با اين كار زيادتر و پررونقتر كرد.
پولي كه حتي ميتواند به جاي دور ريختن در يكسال به صرف چند ناز و كرشمه براي دلالبازي در رقابت براي بيشتر پول گرفتن به بسترسازي ورزش رايگاني شود كه يكي از اصول قانون اساسي است و با ساخت و سازهاي زيادي كه با آنها ميتوان انجام داد جواني كه امروزه حق ورزش و سلامتي كمترين و يا نادرترين چيزي است كه در سبد خانواده براي او در نظر گرفته شده است، بهزعم ترس از هزينههاي زياد از آن فراري نشود و به جاي اينكه در صيد استعداديابان ورزش (!) شود به دام افيونپروران نيستي و نابودي بيفتد.
بله آقايان مدير، با اين شرايط هم ميتوانيد دل هوادار را به دست بياورد، شما كمي نگرش خود را تغيير دهيد و با حركت به اين سمت، ببينيد چگونه از پول شما براي خود شما خرج خواهد شد و آن موقع است كه تومن به تومن و ريال به ريال براي شما سود خواهد بود. شيوهاي كه با به كارگيري آن از ورطه قماري كه بهبه و چهچه اوليه آن در پايان شايد سياهي و نابودي باشد به يك برد شيرين با يك زنجيره و پشتوانه دايمي به نام «هوادار» در پويايي مالي در كسب درآمد دائمي خواهيد رسيد، تجربهاي ماندگار كه براي خدمتگذاران واقعي بهترين نمره قبولي را در دل هوادار و مردم ثبت خواهد كرد.