تيم ملي مهم است اما نه به اندازه فوتبال ملي
وقتي با حذف جام حذفي، اصل قرباني فرع ميشود
چند روز پيش كه جلسه هيات رييسه فدراسيون فوتبال برگزار شد، مهمترين خروجي كه از آن روي برد خبري اكثر رسانهها قرار گرفت حاكي از تجمع عمومي اعضاي جلسه بابت حذف شدن جام حذفي بود. نكتهاي كه نايب رييس اول فدراسيون فوتبال هم به آن اشاره كرد و به آن عينيت و قطعيت بخشيد.
با توجه به اينكه علت اين تصميم بدون توجه به اين موضوع كه چه عواقبي ممكن است براي فوتبال، در برداشته باشد، صرفا فقط براي كمك به موفقيت مجموعه تيم ملي و جهت تامين مدت زمان مورد نياز كادر فني اعلام شده است. اقدامي كه قبل از قطعي شدن آن، شايعه و حرف از كم شدن سهميه ايران در بازيهاي ليگ قهرمانان آسيا را به ميان ميكشيد.
مسئولان فدراسيون بارها در گفتگوها و مصاحبههاي خودشان پيرامون اين مساله، اين اتفاق را رد و دليل آن را استعلامي دانستند كه توسط كميته بينالملل فدراسيون فوتبال و به خواست سازمان ليگ از AFC انجام انجام گرفته و در آن بابت احتمال كم شدن سهميه ايران در جام باشگاههاي آسيا ايراد خاصي از سوي كنفدراسيون فوتبال آسيا نسبت به اين موضوع گرفته نشده است. مطلبي كه حتي قبل از اين استعلام و هرگونه موضعگيري احتمالي AFC بابت آن، با بيتفاوتي مسئولاني مواجه بود كه به خاطر موفقيت تيم ملي هرگونه عواقب و پيشامد احتمالي آن را مهم نميدانستند.
با اين حال و با همه قيل و قالهايي كه بابت اين موضوع كسر سهميه مطرح شد و خبرهايي كه حاكي از مشكل نداشتن اين موضوع به زعم همه اين داد و ستدهاي اطلاعاتي كه بين فدراسيون فوتبال و AFC انجام گرفت، صدور يك خبر از سرپرست كميته روابط بينالملل فدراسيون فوتبال همه را شوكه كرد. مسئولي كه امروز خبر از احتمال كسر و كاهش سهميه ايران در ليگ قهرمانان آسيا خبر داد و علت آن را اين دانست كه به گفته ايشان هيچ يك از اهالي فدراسيون و يا سازمان ليگ به صورت كتبي از انان درخواست چنين استعلامي را به صورت رسمي نكرده و اين اقدام صورت گرفته هم در حد يك ايميل معمولي بوده كه اين نوع استعلامگيري به خاطر اين بوده است كه اين مساله از سوي اين كميته يك موضوع مهم در نظر گرفته نشده و حذف احتمالي كسر سهميه ايران يك اتفاقا كاملا معمولي از سوي مسئولان اين زيرمجموعه فدراسيون فوتبال تشخيص داده شده است.
با تمام اين اوصاف و عدم توجه به مهم بودن اين بخش از فوتبال كشورمان يعني جام حذفي كه خودش سهميه دوم ليگ قهرمانان آسيا را تشكيل ميدهد، پرواضح است با اين شيوه رفتاري غيرمسئولانه اهالي فدراسيون كه داراي قدرت و لابي كمي در AFC هستند با اين موضوع مهم، اينكه يكي از سهميههاي ما حذف شود محتملتر از آن چيزي است كه آنها اعلام ميدارند و خبر از جايگزيني يك از سهميههاي ليگ برتر به جاي جام حذفي ميدهند.
با اين شرايط نكتهاي كه از اين حيث به ذهن ميرسد اين است كه بايد ببينيم ما در دورههاي قبل كه توسط مربي همچون برانكو ايوانكوويچ كه در شرايطي بينظمتر از آنچه كه امروز فوتبال ما در حال سپري كردن آن است، فوتبال اين كشور را توانست به جامجهاني ببرد، اين تجربه را بدون هيچگونه از اين اتفاقات كسب كرديم و موفق هم شديم. حالا با چه دليل اهالي متخصص فوتبالي(!) ما بدون توجه به اين موضوع و اهميت دادن به وضعيت باشگاهها و فقط به صرف اينكه خودشان را متولي و مسئول برگزاركننده بازيها ميدانند تصميم به حذف مسابقات جام حذفي ميگيرند. چرا بايد اين تصميمگيرندگان كه به نوعي با رفتار ديكتاتورگونهشان همه را واميدارند كه همه از تصميم آنها چه درست و چه نادرست تبعيت كنند و در اين شرايط سخت و طاقتفرسا به سختيها و زحمتهاي مديران باشگاهها اضافه كنند و به دغدغههاي آنها براي تامين منابع بابت هزينههاي تحميلي به مجموعه و بازيكنانش بهخاطر آماده نگه داشتن حال و هواي تيمش در تعطيليهاي اجبارياي كه نه تنها به نفع او نبوده و بلكه براي او هزينهاي بدون سود و قطعا پرضرر است، اضافه كنند.
با چه ديدگاهي بايد جام حذفي كه با استفاده از آن تيمهاي متوسط ليگ - كه همچون تيمهاي متمول كشور نميتوانند هزينه و ريخت و پاش كنند و به طور ضمني هدفي براي قهرماني نداشته و بزرگترين آرمانشان به عنوان تيمهاي پايه و بازيكنساز ديده شدن در ميانههاي روبهبالاي جدول است - ميتوانند كوتاهترين مسير را براي آسيايي شدن و تبليغ برند خود و بازيكنان خود جهت درآمدزايي از آنها ميگيريم و تازه با توجه و شاراف به اين مشكلات نه تنها هيچ كمكي به آنها نميشود بلكه در ادامه تصميم به كم كردن سهميه ليگ برتر از 18 به 16 تيم را هم در منوي اجباري خودشان به آنها تحميل ميكنند.
واقعا اين همه فشار و هزينه به ستونهاي اين فوتبال كه شايد در مقطع كنوني با موفقيت در ميادين داخلي و آسيايي به واسطه پررونق بودن ليگ داخلي كشورمان بهتر نتيجه بگيرند و نمود پيدا كنند، آنقدر واجب و الزامآور است كه بهخاطر آن آينده باشگاههاي تازهوارد به ليگ برتر را كه بعضا بعضي از آنها اولين حضور خود را در اين ليگ تجربه ميكنند و همين حالا هم براي تامين منابع مالي خودشان و حتي بابت ورزشگاهي استاندارد براي برگزاري بازيها هم دچار مشكل هستند و هر روز به خاطر همين كمبودها تهديد به حذف شدن از ليگ هم به آن اضافه ميشود را از هم اكنون بهعنوان كانديداي سقوط معرفي كنيم.
ما هم دوست داريم احتزاز پرچشم كشورمان را در مراسم افتتاحيه جامجهاني 2014 و بين 32 كشور اين جام نظارهگر باشيم و از آن لذت ببريم. اما اين مقوله آنقدر برايمان مهم نيست كه به خاطرش بازهم با يك تصميم عجولانه و نادرست يك آجر ديگر از پي اين فوتبال مشكلدار و بيمار برداريم و به زعم خواسته نسبتا منطقي سرمربي تيم ملي فوتبال كشورمان براي برنامهريزي اركان فدراسيون بابت لحاظ كردن 180 روز تعطيلي مورد نياز او در برنامه تيم ملي، به صرف نداشتن علم و آگاهي براي تهيه يك برنامه مدون و فشردهتر شبيه آنچه در فصل گذشته صورت گرفت و تيمها با اينكه شرايط سختي را گذراندند اما خودشان را با برنامههاي تيم ملي تطبيق دادند و حتي گاها هر 4 روز يك بازي را برگزار كردند تا به اين صورت همه چرخه ليگ ما خوب بچرخد و همه مجموعه تيم ملي به خواستههاي خودش برسد.
كاري كه اگر خوب برنامهريزي شود، حتي باوجود نتيجه نگرفتن تيم ملي فوتبال كشورمان براي صعود به مرحله بعد بازيهاي جامجهاني، روند اقتصادي باشگاهها اعم از درآمدزايي و بازيكنسازي به مشكل برنخورده و چرخه فوتبال كشورمان حتي با صعود نکردن به جام جهاني با كمي روغنكاري به حركت خود ادامه خواهد داد.