این‌بار یک توافق متفاوت!

به بهانه توافقات اولیه در تمدید قرارداد کارلوس‌ کی‌روش

این‌بار یک توافق متفاوت!

خورشید – سیدیاسر رضوی: در روزهایی که به جام جهانی 2014 برزیل نزدیک می‌شویم در کنار حاشیه‌های تیم ملی از بی‌پولی گرفته تا همین اواخر دعوای اسپانسر پیراهن تیم ملی با کارلوس‌ کی‌روش، بحث پایان قرارداد مرد پرتغالی و پیشنهادهای متفاوت به او از اتفاقات این روزهای فوتبال ملی ما قلمداد می‌شود. در این مدت خبر از توافق این مربی با چند تیم از جمله منچستریونایتد به گوش رسید و این اواخر بحث هدایت آفریقای جنوبی که تب آن خیلی زود با تکذیب مسئولان فدراسیون فوتبال این کشور خوابید. خیلی‌ها معتقدند این گونه خبرها به نوعی بازارگرمی و یک عادت دیرینه (به خصوص در ایران) بوده که در میان فوتبالیست‌ها شایع است تا خیلی زودتر تکلیف قراردادشان با تیمی که در آن مشغول هستند یا با تیم‌هایی که خواهان به خدمت‌گیری آنها هستند را روشن کنند. اتفاقی که در مورد کی‌روش هم به وقوع پیوست و یک تکاپوی همه جانبه را از سوی فدراسیون برای حضور این مربی روی نیمکت تیم ملی در جام ملت‌های 2015 استرالیا را به‌وجود آورد و خبر از توافقات اولیه کفاشیان با این مربی مخابره شد. این تمدید می‌تواند در کنار 32 ماه حضور مرد مارک‌دار اول نیمکت ایران در کنار فوتبال کشورمان با توجه به شناخت پتانسیل‌های موجود به تداوم موفقیت‌های حاصل شده بینجامد اما در این بین توجه به چند نکته حایز اهمیت است. کی‌روش در این مدت نشان داده که قائم به رای خود است و به واسطه تفکری که دارد مربیان و فوتبال کشورمان را در سطحی نمی‌بیند که بتواند با آنها همفکری نماید. تفکری که مخالفان زیادی را برای خود و برنامه‌هایش در این مسیر پیموده تا رسیدن به برزیل 2014 به وجود آورده و هر روز شاهد رودررو قرار گرفتن او با یکی از مربیان یا مدیران فوتبال کشورمان هستیم. در اینکه به واسطه مشکلات مالی فوتبال کشورمان نتوانسته توقعات این مربی را برای حضور در بزرگترین تورنمنت فوتبال دنیا فراهم کند و نسبت به رقیبی مثل کره‌جنوبی که همزمان با ما به جام جهانی صعود کرد و تاکنون چیزی حدود 13 بازی تدارکاتی را انجام داده عقب هستیم، شکی نیست. اما در این بین اگر توافقات نهایی برای تمدید صورت گرفت کفاشیان و همکارانش در فدراسیون فوتبال باید یک مطلب اصلی را مدنظر قرار دهند. اینکه کی‌روش که قرار بود فوتبال ما را تغییر دهد و حالا خودش شبیه فوتبال ما شده و تغییر کرده، بپذیرد که او تصمیم‌گیرنده طبق چارچوبی است که او را به خدمت گرفته و او باید مطیع جریانی باشد که توانایی‌اش بدون شک خیلی عقب‌تر از آنچه که او در تیم‌های بزرگ دنیا تجربه کرده است، می‌باشد. قطعا در این برهه حساس و این حرکت خوب فدراسیون برای روشن کردن هرچه زودتر تکلیف کی‌روش و جانشین احتمالی‌اش در صورت عدم توافق، در صورت ادامه همکاری بدون شک کارایی این مربی در مرحله دوم همکاری خود پایین‌تر آمده و فوتبال ما را به جای پیشرفت به یک عقبگرد دیگر مبتلا خواهد نمود.  او باید بپذیرد که فوتبال ایران نه مانند کشورهای عربی است که ریگ‌وار پول‌های نفتی خودش را خرج این رشته پرطرفدار کند و نه اینکه فوتبالی دارد که تمان ارکان آن با صدای واحد در خدمت او و تفکرات او باشند. کی‌روش اگر به توافق برسد و بازهم هدایت تیم ملی ایران در جام ملت‌های پیش رو برعهده بگیرد اگر نتواند فوتبال ایران را به خودش نزدیک کند قطعا در یک تنهایی و انزوای آزاردهنده قرار خواهد گرفت که از او و کارنامه موفقش در طی دوران مربیگری‌اش یک شکست بزرگ را ثبت خواهد کرد.

غفلت و شاید برباد رفتن آرزوها!

خورشید - سیدیاسر رضوی: این روزها فوتبال ما به واسطه صعود تیم ملی کشورمان به جامجهانی در یک شرایط خاص بهسر میبرد. از یکسو بابت برنامههای کارلوس کیروش و فشارهای او بابت تمام شدن هرچه زودتر لیگ و در اختیار داشتن ملیپوشانش مسابقات با فشردگی زیادی در دو جام حذفی و لیگ برتر در حال برگزاری است و از سوی دیگر شرایط ویژه فدراسیون فوتبال برسر تامین بودجههای اردوهای تدارکاتی با مشکلات فراوانی روبهرو است. این مشکلات که همین اواخر با سرباز زدن اسپانسر انتخابی بابت ادامه همکاری دوچندان شده سبب شد در فضایی که همه رسانههای دنیا تیمهای ملی را از منظر فنی و رویارویی با رقیبانشان مورد بررسی قرار میدهند، تیم ملی کشورمان را در مبحث بیپولی مورد نقد قرار دهند. اینکه دست کیروش بسته است و فدراسیون ایران با لغو چندباره اردوهای تیم ملی در سال 2013 قطعا شرایط سختی بابت رویارویی با حریفان قدرتمند خود همچون آرژانتین و نیجریه در گروه F  خواهد داشت. در این فضا جالب آنجاست که بعد از آن همه شادی و نشاط بابت حضور ایران در جامجهانی که اتمسفری پر از امید و آرزو و موفقیت درآینده را بابت وعدههای داده شده به وجود آورد فقط در همان حد تبریک باقی ماند و دیگر هیچکس احوالی از این تیم نمیپرسد. و جالبتر از آن جایی است که در این کمزمان باقیمانده تا آغاز مهیجترین رقابت ورزشی دنیا که نگاه میلیاردها بیننده را از طرق مختلف راهی سرزمین قهوه میکند، فریاد همه آنهایی که تلفنی و از راه دور گوش عالم را در کره جنوبی بابت ابراز خوشحالی خود کر کرده بودند، حالا یا در دسترس نیست یا با بیکیفیتترین وضع ممکن شنیده میشود.در این بین قبول که محمود گودرزی، سومین وزیر پیشنهادی دولت یازدهم هدفش برقراری عدالت در همه ورزشها بوده و این امر را تاکنون در دستور کار خود قرار داده اما اینکه به یکباره از فوتبال و مثلا سرخابیهای پایتخت روی گردانده شود و بدون هیچ توجهی به علایق میلیونها هوادار و عاشق این دو تیم آنها را در کوهی از مشکلات تنها بگذارند، میتواند تعریف همان عدالت باشد؟ اینکه تیم ملی را در این برهه حساس که همه رقیبانش به دنبال آمادهسازی خود هستند، اینگونه تنها گذاشتن، معنا و منظور واقعی همان عدالت با سهمهای مساوی است؟ هرچه هست ما هم معتقد به متعادلسازی فضای توجه به همه ورزشها هستیم اما به این مقوله هم معتقدیم که باید مقداری در اولویتبندیها دقت بیشتری کرد. موضوعی که به نظر میرسد اگر تجدیدنظری عاجل در آن صورت نگیرد، غفلت از آن به سرعت زمان باقیماندهمان را هم برباد داده و شادیهای تزریق شده در جامعه را به واسطه همین اندک پتانسیل موجود به یک رویای از دست رفته تبدیل کند.

حمایت یا فعال شدن یک بمب ساعتی؟

در حاشیه جریمه نقدی برای تیموریان

حمایت یا فعال شدن یک بمب ساعتی؟

خورشید – سیدیاسر رضوی: بعد از بازی استقلال با ذوب‌آهن در چارچوب مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی، جدا از عملکرد ضعیف تیم استقلال از حیث فنی که باور برد این تیم برابر سبزپوشان نصف‌جهان را سخت کرده بود، ادامه خشونت‌های آندرانیک تیموریان در این بازی اسباب ‌نگرانی هواداران استقلال را از تداوم این رفتارها به‌وجود آورد؛ به خصوص زمانی که این بازیکن با ضربه‌ای چشم سینا عشوری را تا سرحد کور شدن مورد «نوازش» قرار داد. در این فضا و در جایی که به جز عشوری که خود در بازی رفت برابر همین استقلال در لیگ برتر بابت خشونت صورت گرفته با محرومیت مواجه شد، حالا صدای خیلی‌ دیگر از محروم شده‌ها بابت جریمه 8 میلیونی اعلام شده از سوی کمیته انضباطی (بابت خشونت آندو در برخورد موسی کولی‌بالی با بازیکن استقلال اهواز) بلند شده که نکند بابت رفتارهای بعدی این بازیکن هم همین دیدگاه لحاظ شود. این موضوع و نگاه و رفتار کمیته انضباطی فدراسیون که به لطف برنامه نود حتی از کوچک‌ترین خطاهای صورت گرفته هم نمی‌گذرد و بازیکنان خطاکار را با محرومیت‌های چند جلسه‌ای مواجه می‌کند به این پنداشت مطرح شده چند وقته در مورد چند بازیکن ملی‌پوش عینیت بیشتری می‌بخشد: اینکه این جماعت از یک مصونیت خاص برخوردار هستند. سوالی که اینجا مطرح می‌شود، این است آیا با این جریمه که با تاخیر صورت گرفت و بعد از اعلام حتی از سوی این کمیته، غیرقابل برگشت اعلام نشده و قابل طرح در کمیته استیناف است می‌تواند جلوی رفتارها و خطاهای توأم با خشونت و آسیب جدی این بازیکن را در ادامه بگیرد؟ آیا این کمیته فقط این جماعت را سرمایه ملی دانسته و بقیه بازیکنان تیم‌های دیگر که به سختی و در این شرایط سخت تیم‌شان را حفظ کرده‌اند جزو اندوخته‌ها و سرمایه‌های فوتبال ما به حساب نمی‌آیند؟ هرچه هست و با اینکه آندو می‌گوید به خوبی یاد گرفته که چطور خطا کند که کارت نگیرد اما تداوم خو گرفتن این بازیکن با این روحیه می‌تواند این سرمایه ملی را در جام‌جهانی که یکی از امیدهای کی‌روش به حساب می‌آید به یک بمب ساعتی برای ما در برزیل تبدیل کند. جایی که دیگر آنجا قضاوت و سوت‌های داوران ایرانی که حسابی مرز بین حفظ یک سرمایه و خشونت را قاطی کرده‌اند وجود نداشته و کوچک‌ترین اشتباه این‌چنینی از این بازیکن بین‌المللی ایران می‌تواند با کارت قرمز داور مواجه شود. هرچه هست این شرایط می‌طلبد در ادامه کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال هم علاوه بر حفظ این سرمایه از آسیب‌های احتمالی تجدید نظری کرده و به دیدی منصفانه‌تر در مورد رفتارهای خارج از عرف و اینچنینی رسیده و تفسیر درست‌تری از معنای عدالت برسد و نگاهی یکسویه و خاص در این مورد نداشته باشد