تراژدي درامي كه به كام خوزه تمام شد
مورينيو يكه تاز بي‌چون و چراي لاليگا

 ديروز كاتالاني‌هاي شهر بارسا روز خوبي نداشتند. شايد شنيدن خبر جدايي پپ گوارديولا آن هم حداقل بعد از تلخكامي‌هايي كه طي هفته گذشته بر هواداران و دوستداران بارسا گذشته بود، بدترين اتفاق ممكن بود. خبري كه وقوع آن، آنهم در برهه‌اي كه حرف از عدم تمديد قرارداد او به گوش مي‌رسيد و با گمانه‌زني‌هاي زيادي كه پيرامون اين قضيه انجام مي‌گرفت، كمتر كسي توقع شنيدن آن را حداقل در اين مقطع كه هنوز چند هفته‌اي تا پايان فصل باقي مانده، انتظار شنيدنش را داشت.
اين جدايي به زعم برخي كارشناسان بايد خيلي زودتر صورت مي‌گرفت. پپ كه درمدت حضور خود هرآنچه كه بايد به عنوان افتخارات يك مربي شمرده شود را كسب كرده و از 16 جام ممكن در چهارسال گذشته 13 تاي آن را به همراه تيم رويايي خود كه فوتبالي از جنس فردا را بازي مي‌كند، تصاحب كرده و به سبد موفقيت‌هاي خود و باشگاهي مطبوعش افزوده است، اين كار را بايد نه قبل از اتفاقات تلخ آخر اين فصل - چه در لاليگا و اروپا – بلكه در مقطعي كه كليه  افتخارات داخلي و خارجي را درو كرده بود، انجام مي‌داد.
پپ قطعا پيش از اين به اين نتيجه رسيده بود كه ادامه همكاري او با بارسلونا ديگر نه به نفع خودش است و نه تيم محبوبش، اما باز ايستاد تا ثابت كند اصالت كاتالاني دارد و هيچكدام از پيشنهادها و شايعه‌هايي كه قبل از جدايي او از بارسا بابت مقصد بعدي او به گوش مي‌رسيد از چلسي،آرسنال، منچسترسيتي و اينتر گرفته تا چك سفيد امضاي امير شيخ نشين قطر كه خواهان بستن يك قرارداد 10 ساله با گوارديولا براي راه‌اندازي يك لاماسياي قطري براي جام‌جهاني 2022 اين كشور بود، هم او را اغوا نكرده است.
اما در اين بين برخوردهاي مسئولان بارسا و گوارديولا در انتهاي اين تراژدي درام بازهم منطقي و عقلاني بود. پپ گوارديولا با يك تصميم عاقلانه و منطقي و به دور از هياهو و قبل از اينكه فصل به پايان برسد با اعلام اين مطلب فرصت كافي در اختيار مسئولان باشگاه قرار داد تا آنها به دور از هياهو و بدون اينكه تيم دچار حاشيه شود، به دنبال جايگزيني مناسب براي او باشند كه گويا اين انتخاب زياد هم طول نكشيده و از دستيار كنوني او به عنوان مدعي آينده كسب اين جايگاه در فصل آينده نام برده مي‌شود.
اما جداي همه اين مسايل و در حالي كه اهالي بارسا و در ديدي وسيعتر كليه دوستداران بارسلونا سردرگم و حيران از شنيدن اين خبر بودند، يك نفر بود كه با شنيدن اين خبر شبي آرام به دور از دغدغه فردا و همراه با اميد به روزهاي روشن را سپري كرد. اين شخص كسي جز آقاي خاص يا همان خوزه مورينيو معروف نيست.
مورينيويي كه با شنيدن اين خبر و برخلاف تمام پيش‌بيني‌هايي كه قبل از برگزاري ال‌كلاسيكوي آخر كه حكايت از جدايي او از رئال در پايان فصل داشت و اهالي فوتبال اين بازي را آخرين رويارويي پپ و مورينيو مي‌دانستند، تمام معادلاتش براي آينده دچار تغيير و تحول شد.
خوزه مغرور كه در چند دوره گذشته و در اغلب رويارويي‌هاي رئال و بارسا غرور خود را شكسته شده مي‌ديد، ديگر در جلوي راهش سدي به نام پپ را نخواهد داشت و شايد يكي از مواردي كه شائبه جدايي او از رئال را قوت مي‌بخشيد، همين حس حقارتي بود كه بارها و بارها جلوي گوارديولا نصيب او شده بود و كارنامه موفق او در چلسي و اينتر را به يك علامت سوال بزرگ تبديل كرده بود.
اما حالا كاتالان و بارسا پپ را ديگر در اختيار نخواهند داشت و اين اتفاق قطعا يك خط مشي جديد در تفكر و راه پيش روي خوزه مورينيو خواهد بود. او قطعا با اين تيم كهكشاني كه در اختيار دارد و با اصلاح نقاط ضعف خود در فصل آينده يكي از قدرت‌هاي بي چون و چراي لاليگاي اسپانيا و اروپا خواهد بود و با پتانسيلي كه اين تيم دارد، مدعي بودن و درو كردن حداقل 4 جام جام فصل آتي لاليگا و اروپا دور از ذهن نيست.
شايد با تمام اين گمانه‌زني‌ها، جدايي خوزه از رئال هنوز هم هدف اصلي خوزه مورينيو باشد و با تمام اين اتفاقات و پيش‌بيني‌ها اين اتفاق به غايت خود باقي بماند. چرا كه با توجه به شخصيت ماجراجو و باهوشي كه اين پرتغالي خاص دارد و با اشراف او به اين موضوع كه تقريبا سيستم بازي او براي بيشتر اهالي فوتبال حداقل در حوزه فوتبال اسپانيا شناخته شده است، او هم به همين قهرماني در لاليگا بسنده كند و سن‌سيرو را به مقصدي ديگر ترك نمايد. گمانه‌اي كه شايد با جدايي گوارديولا از بارسلونا احتمالش به حداقل‌ترين حد ممكن رسيده باشد.