تمديد؛ آخرين پاتك مورينيو به اردوگاه طلايي كاتالان‌ها

شبه پپ، دغدغه نهان خوزه  

خوزه مورنيو قراردادش را 2 سال ديگر و تا سال 2016 تمديد كرد. اين خبري بود كه شايد تا قبل از آن كمتر كسي انتظار شنيدن آن را داشت، چرا كه در خلال اين فصل لاليگا كه با قهرماني رئال مادريد به پايان رسيد و با توجه به اينكه خوزه تا 2014 با رئالي‌ها قرار داد داشت و با همه شائبه‌هايي كه حكايت از جدايي او و پيوستنش به يك تيم ليگ برتري كه مختصات آن با چلسي تطابق داشت، در ميان بود، نكته قابل تامل و بحث برانگيزي بود. تمام اين حرف‌ها و حديث‌ها كه حرف از رفتن او بعد از 2 سال  ناكامي نسبي در تيم پرستاره و كهكشاني رئال كه حدود 4 سال بود نتوانسته بود عنوان قهرماني را در لاليگا كسب كند، نقل هر محفلي شده بود و قريب به اكثر افراد علت اين امر را حضور سايه سنگين گوارديولا بالاي سر خوزه مي‌دانستند، به يكباره با خداحافظي پپ از بارسلونا رنگ و بوي ديگري به خودش گرفت.

قطعا جدايي گوارديولايي كه توانسته بود در مدت 4 سال  حضورش (2012-2008) در بارسلونا  با كسب 13 جام قهرماني (3بار قهرماني لاليگا، يك قهرماني جام حذفي، 3 قهرماني سوپرجام اسپانيا، 2 قهرماني جام اروپا، 2 قهرماني سوپرجام اروپا و 2 قهرماني جام باشگاه‌هاي جهان) به يك سمبل در فوتبال اسپانيا و جهان تبديل شده و فوتبالي از جنس فردا را به رخ حريفان و رقيبان مي‌كشيد، عامل اين تصميم‌گيري جديد او بوده است. به نظر ديگر او بزرگترين آلترناتيو و سد راه در تكرار موفقيت‌هاي بي‌نظيرش در اروپا تا قبل از رسيدن به روي نيمكت رئال را جلوي راه خود نمي‌بيند و اين امر سير جديد فكري در پيش روي و مسير تصيم‌گيري‌هاي آتي خوزه باز خواهد كرد.

خيلي‌ها بعد از جدايي گوارديولا از تيم بارسلونا، ميدان را براي يكه‌تازي آقاي خاص خالي ديده و او و تيمش را مستعد كسب تمام عناوين فصل پيش رو مي‌بينند، چرا كه اغلب آنها معتقدند مورينيو كه در دو فصل گذشته اغلب تكنيك‌ها و تاكتيك‌هايش در مقابل بارساي پپ با بي‌اثر و يا با شكست خورده بوده و در اكثر پيكارهايش با آبي‌و اناري‌ پوشان، بازنده از ميدان خارج شد، اين‌بار با خيالي آسوده با تيم كهكشاني خود كه هريك از بازيكنانش به تنهايي مي‌توانند در تيمي ديگر از عوامل موفقيت به شمار بيايند، تفكراتش را به راحتي اجرايي كرده و افتخاراتي ديگر به كارنامه استثنايي خودش در مثلا فتح 4 جام باشگاهي با 4 كشور مختلف (در پرتغال، انگليس، ايتاليا و اسپانيا همچون ارنست هاپل اتريشي و جيوواني تراپاتوي ايتاليايي) و يا كسب جام قهرمانان اروپا با  2 تيم متفاوت اروپايي (با پرتو و اينتر و مانند مربياني چون ارنست هاپل و اوتمار هيتزفيلد) اضافه نمايد.

اما چيزي كه از ديد اغلب اين كارشناسان ديده و يا به آن توجه نشده است وجود يك دغدغه كوچك ديگر در گردوخاك حاصل از يكه‌تازي احتمالي خوزه در فصل پيش رو است. آن دغدغه قطعا وجود باقي‌مانده باران‌هاي سيل‌آساي ايالت كاتالان و از نسل گوراديولا يعني تيتو ويلونوآ اسپانيايي است. بعد از خداحافظي پپ از بارسا، اين تيتو 43 ساله بود كه رداي سرمربي بزرگ‌ترين تيم قاره سبز و جهان را بر تن كرد و طلايه‌دار ادامه راه موفقيت‌هاي اناري‌پوشان شد.

خيلي‌ها اعتقاد بر اين قضيه دارند كه ويلانوآ نمي‌تواند سير تكاملي بارسا را ادامه دهد و اين نوار موفقيت اين تيم با جدايي گوارديولا قطع شده و به پايان رسيده است. ولي در اين بين نكته‌اي كه نبايد از نظرها دور بماند رشد فكري و بلوغ فوتبالي تيتو در كنار گوراديولا است. فعاليتي مشترك كه با پپ و همزمان در سال 2007 با هدايت گوارديولا در بارسلونا B آغاز شد و در ادامه و از سال 2008 در تيم اصلي بارسا تا سال 2012 ادامه پيدا كرد.

همگان وقتي گوارديولا را بر مسند تيم بارسا ديدند گفتند اين مربي خيلي نمي‌تواند موفق باشد اما او بود كه با يك مديريت و هدايت درست با نتيجه‌گيري‌هاي فوق‌العاده‌اش، پاسخي دندان‌شكن به همه اين خرده‌گيري‌ها و هرزگويي‌هاي داد و به بحث‌هاي اينچنيني پايان داد. حالا شايد در زمان حال كه پپ نيست و شبيه‌ترين كس از نظر فكري و عقيده‌اي به او روي نيمكت بارسا نشسته سرانجامي همچون گوارديولا پيدا كند و از او يك سمبل جديد در تاريخ باشگاه بارسلونا و جهان ساخته شود. ويلانوآ هماني است كه بعد از فرو كردن انگشت خوزه به چشمش، همگان دليل آن را بر شناسايي خط مشي و موفقيت تيم بارسا از سوي مورينيو پنداشتند و ‌گفتند كه خاص مغرور بعد از عدم نتيجه‌گيري‌هايش مقابل كاتالان‌ها، با اين كار خواسته به پپ بفهماند كه حضور همچون تيتويي توانسته باعث موفقيت‌هاي بي‌شمار او در عرصه‌مربيگري شود.

به طور يقين ويلانوآ در ادامه كارش تغيير چنداني در تفكر تيمي بارسلونا اعمال نخواهد كرد و با شيوه‌اي برگرفته از «تيكي‌تاكاي» معروف تيم كاتالان‌ها به كار خود ادامه خواهد داد. او هماني است كه با 5 سال فعاليت در كنار گوارديولا، آشنايي كامل به خطوط فكري مورينيو در ديار رقيب دارد و به طور واقع اوست كه مي‌تواند به عنوان يك مانع بزرگ در سر راه خوزه حاضر شود و دغدغه بزرگ فصل جديد را براي او رقم بزند. اگر بارسايي‌ها برنده بازي فينال كوپا‌دي‌ري باشند و در صورتي كه محروميت‌‌هاي احتمالي پيش روي تيتو و خوزه نباشد (بابت اتفاقي كه در فصل گذشته افتاد)، شاهد اولين رويارويي و دوئل اين دو مربي خواهيم بود كه برنده اين ديدار علاوه بر اثبات شايستگي‌هايش، به نحوي طلايه‌دار قدرت‌نمايي و القاي تفكر غالب در اولين جدال رسمي خواهد بود.