سنگاندازان؛ ادامه دغدغه كابوسوار قرمزها
سردار وقت تنگ است؛ آقا مصطفي را درياب
فصل كابوسوار پرسپوليس با تمام ناراحتيها و غمهايي
كه براي ميليونها هوادار به ارمغان آورد تمام شد و شايد خيليها با اينكه تيمشان
در اين سالي كه گذشت عملكرد بسيار بد و نااميدكنندهاي داشت، اما از پايان اين
روزهاي تلخ خوشحال به نظر خوشحال شدند.
اما چيزي كه شايد نميتواند آرامش خيال را در دل اين افراد برقرار و آنها را اميدوار به روزهاي روشني كه آينده حرف از آن به ميان آورده است بكنند، اين سنگاندازي و چوب لاچرخ گذاشتنهايي است كه هنوز نميخواهد دست از سر اين تيم بردارد.
پرسپوليس مقابل الاتحاد باخت و پرونده ناكاميهاي اين تيم تمام شد. بازيكنان مليپوش به اردوي تيم ملي ملحق شدند و بقيه بازيكنان هريك به فراخور شرايطشان به استراحت دلخواه خود پرداختند. در اين بين اما تنها كسي كه نوع استراحتش خبرساز شد و باز بازار مكاره شايعات را داغ داغ كرد، رفتن دنيزلي به تركيه و به قول معروف ديدن نوه و پدرزن بيمارش بود. بعد از رفتن او بود كه شيپورزنان و نقارهزنان اين بازار به راه افتادن و در شيپور شايعهساز خود دميدند كه افندي از شرايط راضي نيست و فلان و فلان است و سرانجام كار را به پراكنده اين گمانه و شائبه كه آقا مصطفي با تيم بشيكتابش تركيه صحبتهايي انجام داده و از آنها يك هفته مهلت خواسته است.
اينكه اين افراد مگسان دور كدام شيريني هستند را ما هم نميدانيم چرا كه نميدانيم نفع آنان از اين ولوشو بازار پرسپوليس چيست. آنجايي كه به جاي ارج نهادن به حركت اين پيرمرد كه وقتي پرسپوليس بدترين شرايط را سپري ميكرد و روز به روز در ورطه شكست فرو ميرفت، به خواهش مسوولان تيم و هواداران پرسپوليس ارزش نهاد و با اشراف به اين موضوع كه قبول اين كار خواب خوش را از او خواهد ربود پا به ميدان اين كارزار گذاشت، اين جماعت سنگاندازي را پيشه كردهاند و نداشتههاي اطرافيان پرسپوليسي نما كه دستشان از اين سفره خالي مانده است را چماقي كردند تا بر سر اين پيرمرد كه كوچكترين سابقه موفقيتش به تمام داشتههاي آنان ميارزد، بكوبند.
به نظر ميرسد اين شائبهها و اين نگرانيها نشات گرفته از نبودن يك مديريت قاطع در باشگاه است كه بتواند اين همه چالش و قدرتنمايي را حتي در بيارزش ترين و غيررسميترين ركن باشگاه يعني بوقچيها كه در اين دوران براي خود دفتر و دستكي راهانداختهاند و حتي اين قدرت را در خود ميبينند كه براي آينده باشگاه تصميم بگيرد و به گوش اسطوره باشگاه بزنند، برخورد نمايد. نميخواهيم ارزشهاي كاري مديران باشگاه و بالاخص سردار رويانيان را بابت اين خدماتش زير سوال ببريم و از ارزش آنها بكاهيم، اما قطعا ايشان هم در مورد چيزي كه همه به آن اذعان دارند و درد چندين ساله رسته مديريتي كشورمان در به كارگيري نيروهاي غيرمتخصص است، با ما هم عقيده خواهند هستند. چرا كه اگر رويانيان تجربهاي كه الان در اين مدت زمان حضورش در باشگاه كسب كرده از روز اول داشت شايد تيم اول پايتخت اين حال و روز رو نداشت و امروز تجربهاي ديگر را با مديريت زحمتكشي همچون او تجربه ميكرديم و شاهد رشد قارچگونه اين همه گمانهزني دلالمآبانه در مورد حال اين روزهاي باشگا نبوديم.
اما واقعا اين جماعت از اين پيرمرد چه ميخواهند. هرچند كه شايد شايعهها حرف از رفتن دنيزلي و ناراحتي او ميزند اما قطعا فرهنگ مصطفي دنيزلي كه حاصل آن كارنامه موفق او در امر مربيگري است، اين رفتارها را بر نميتابد و به راحتي مهر و محبت هواداران را به پشيزي در مقابل اين جماعت نميفروشد كه نمونه اين مهرورزي او در جواب به مهر و محبت جايي بود كه حتي تيم ملي كشورمان را در اردوي تيمي كه خبر از پيوستن او به آن ميشد تنها نگذاشت و با رفتن به آنجا خيال همتاي خود در راس كادر فني تيم ملي را براي در اختيار داشتن همه امكانات راحت كرد. تا خيال گردآمدگان دور شيريني را بابت اين موضوع راحت كند كه به راحتي ميدان را در اختيارشان قرار نميدهد تا هم بخواهند عمر كارياش را به راحتي به سخره بگيرند و هم قدرت قارچگونهاشان بيشتر و بيشتر شود. با اين حال با اينكه وقت تنگ است، بايد گفت ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است و اگر سردار در اين مقطع بازهم سايه به سايه و دوش به دوش با دنيزلي همكاري كند، روزگار خوشي در پيش روي پرسپوليس خواهد بود.
اما چيزي كه شايد نميتواند آرامش خيال را در دل اين افراد برقرار و آنها را اميدوار به روزهاي روشني كه آينده حرف از آن به ميان آورده است بكنند، اين سنگاندازي و چوب لاچرخ گذاشتنهايي است كه هنوز نميخواهد دست از سر اين تيم بردارد.
پرسپوليس مقابل الاتحاد باخت و پرونده ناكاميهاي اين تيم تمام شد. بازيكنان مليپوش به اردوي تيم ملي ملحق شدند و بقيه بازيكنان هريك به فراخور شرايطشان به استراحت دلخواه خود پرداختند. در اين بين اما تنها كسي كه نوع استراحتش خبرساز شد و باز بازار مكاره شايعات را داغ داغ كرد، رفتن دنيزلي به تركيه و به قول معروف ديدن نوه و پدرزن بيمارش بود. بعد از رفتن او بود كه شيپورزنان و نقارهزنان اين بازار به راه افتادن و در شيپور شايعهساز خود دميدند كه افندي از شرايط راضي نيست و فلان و فلان است و سرانجام كار را به پراكنده اين گمانه و شائبه كه آقا مصطفي با تيم بشيكتابش تركيه صحبتهايي انجام داده و از آنها يك هفته مهلت خواسته است.
اينكه اين افراد مگسان دور كدام شيريني هستند را ما هم نميدانيم چرا كه نميدانيم نفع آنان از اين ولوشو بازار پرسپوليس چيست. آنجايي كه به جاي ارج نهادن به حركت اين پيرمرد كه وقتي پرسپوليس بدترين شرايط را سپري ميكرد و روز به روز در ورطه شكست فرو ميرفت، به خواهش مسوولان تيم و هواداران پرسپوليس ارزش نهاد و با اشراف به اين موضوع كه قبول اين كار خواب خوش را از او خواهد ربود پا به ميدان اين كارزار گذاشت، اين جماعت سنگاندازي را پيشه كردهاند و نداشتههاي اطرافيان پرسپوليسي نما كه دستشان از اين سفره خالي مانده است را چماقي كردند تا بر سر اين پيرمرد كه كوچكترين سابقه موفقيتش به تمام داشتههاي آنان ميارزد، بكوبند.
به نظر ميرسد اين شائبهها و اين نگرانيها نشات گرفته از نبودن يك مديريت قاطع در باشگاه است كه بتواند اين همه چالش و قدرتنمايي را حتي در بيارزش ترين و غيررسميترين ركن باشگاه يعني بوقچيها كه در اين دوران براي خود دفتر و دستكي راهانداختهاند و حتي اين قدرت را در خود ميبينند كه براي آينده باشگاه تصميم بگيرد و به گوش اسطوره باشگاه بزنند، برخورد نمايد. نميخواهيم ارزشهاي كاري مديران باشگاه و بالاخص سردار رويانيان را بابت اين خدماتش زير سوال ببريم و از ارزش آنها بكاهيم، اما قطعا ايشان هم در مورد چيزي كه همه به آن اذعان دارند و درد چندين ساله رسته مديريتي كشورمان در به كارگيري نيروهاي غيرمتخصص است، با ما هم عقيده خواهند هستند. چرا كه اگر رويانيان تجربهاي كه الان در اين مدت زمان حضورش در باشگاه كسب كرده از روز اول داشت شايد تيم اول پايتخت اين حال و روز رو نداشت و امروز تجربهاي ديگر را با مديريت زحمتكشي همچون او تجربه ميكرديم و شاهد رشد قارچگونه اين همه گمانهزني دلالمآبانه در مورد حال اين روزهاي باشگا نبوديم.
اما واقعا اين جماعت از اين پيرمرد چه ميخواهند. هرچند كه شايد شايعهها حرف از رفتن دنيزلي و ناراحتي او ميزند اما قطعا فرهنگ مصطفي دنيزلي كه حاصل آن كارنامه موفق او در امر مربيگري است، اين رفتارها را بر نميتابد و به راحتي مهر و محبت هواداران را به پشيزي در مقابل اين جماعت نميفروشد كه نمونه اين مهرورزي او در جواب به مهر و محبت جايي بود كه حتي تيم ملي كشورمان را در اردوي تيمي كه خبر از پيوستن او به آن ميشد تنها نگذاشت و با رفتن به آنجا خيال همتاي خود در راس كادر فني تيم ملي را براي در اختيار داشتن همه امكانات راحت كرد. تا خيال گردآمدگان دور شيريني را بابت اين موضوع راحت كند كه به راحتي ميدان را در اختيارشان قرار نميدهد تا هم بخواهند عمر كارياش را به راحتي به سخره بگيرند و هم قدرت قارچگونهاشان بيشتر و بيشتر شود. با اين حال با اينكه وقت تنگ است، بايد گفت ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است و اگر سردار در اين مقطع بازهم سايه به سايه و دوش به دوش با دنيزلي همكاري كند، روزگار خوشي در پيش روي پرسپوليس خواهد بود.
+ نوشته شده در یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 9:48 توسط سیدیاسر رضوی
|