فرمولي كه شايد بازهم جواب بدهد؛ 

مكتب گوارديولايي + چاشني و طعم دهنده تيتويي = بارسلونا 2012

 

شايد عجيب‌ترين و سريع‌ترين انتقال و جابه‌جايي در عرصه مربگيري را در فصل فوتبالي كه در جهان گذشت به جدايي گوارديولا و روي كار آمدن تيتو ويلانوآ بايد دانست. جدايي‌اي كه وقتي خبرش جهان را پر كرد قطعا عده‌اي بسيار كثيري را ناراحت كرد و همه را به كنجكاوي جست‌وجو برسر علل اين موضوع واداشت. اينكه خود پپ در اكثر گفته‌هايش علت اين جدايي را مساله‌اي فوتبالي مطرح و اين تصميم را براي استراحت، بازگرداندن انرژي تحليل رفته خود و تمركز بيشتر براي ادامه كارش اعلام كرده بود، اما خبرهايي هم از گوشه و كنار به گوش مي‌رسيد كه مساله ديگري باعث اين جدايي بوده و اين اتفاق حاصل يك كينه قديمي گروهي دلال بوده كه كينه‌اي چندين ساله از برخورد سرد جوزپه گوارديولا با عوامل به خدمت گرفته آنها در بارسلونا همچون رونالدينهو، ابراهيمويچ و پيكه بوده است كه توانستند پس از مدت‌ها انتظار براي ديدن ناكامي تيم پپ، ضربه خودشان را بعد از ال‌كلاسيكو به پيكره تيم كاتالاني وارد كنند و به بهانه دغدغه شكست در جام  باشگاه‌هاي آسيا با يك لابي سياه با شخص ساندرو راسل مديرعامل ظرف 24 ساعت خبر از جدايي پپ از بارسلونا و هدايت فصل بعد اين تيم توسط تيتو ويلانوآ را منتشر كنند.

به هرحال با هر موضوعي كه بتوان آن را از دلايل اين جدايي دانست، پپ دوست‌داشتني، شخصیتی كه توانست بود آنچه را که در تاریخ باشگاه تصور می شد را مبدل به واقعیت كند و در مدت 4 سال حضورش در اين تيم 14 جام رنگارنگ را به افتخارات تيم آبي‌اناري پوش اضافه كند، از اين تيم رفت و تيتو ويلانوآ دستيار او به  جايش سكان هدايت تيم او را  در اختيار گرفت. در نگاه اول شايد اين انتخاب همه را شوكه كرد كه تيمي پرصلابت پپ شايستگي‌اش بيش از اين باشد كه نفر دوم تيم كه سرگذشت فوتبالي‌اش براي آنهايي كه اخبار بارسا را دنبال مي‌كنند، مبهم و ناشناخته است، در مسند كار قرار بگيرد. تيتوي 42 ساله اسپانيايي از سال 1988 با تيم دوم بارسلونا وارد كارزار مستطيل سبز شد و تا سال 2002 كه مشغول به بازي بود تجربه موفق‌تري در دنياي توپ گرد نداشت. از سال 2007 همزمان با گوارديولا آغاز كار مربيگري او بود و به عنوان دستيار با جوزپه هدايت تيم بارسلونا B را عهده‌دار شدند. در سال 2008 پس از اينكه توانسته بود عملكرد خوبي از خود در يك سال همكاري‌اش با گوارديولا داشته باشد همراه با او و بازهم در نقش دستيار اول او عهده‌دار مسووليت تيم اصلي بارسلونا شدند، و تا آخرين وعده‌گان جدايي يعني فينال جام حذفي اسپانيا توانستند 14 جام را در كنار يكديگر براي تيم بارسلونا به دست بياورند.

حالا ديگر حرف اول بارسا در مورد ويلانوآ و عملكرد اوست. عملكردي كه شايد شبيه به يك هنداونه دربسته باشد و تنها موضوعي كه مي‌تواند شهد اين هنداونه را براي انتخاب كنندگانش شيرين كند اتكا به تجربه‌اي باشد كه در اين مسير موفقيت به دست آمده و او را بهترين انتخاب در رسيدن به اين هدف ما امتداد این مسیر معرفي كرده است. البته قطعا این انتخاب بسط دادن فلسفه بارسلوناست که مي‌خواهد مربیانش را هم مانند بازیکنانش در داخل خانه رشد و پرورش دهد و آنها هم همانند بازيكنانش همین جا مراحل رشد و تعالي خود را سپري نمايند.

تيتو به طور حتم در ذهن خودش دغدغه‌هايي را كه حالا پس از پپ بر گرده او سنگيني مي‌كند را هر روز مرور و با آنها برخوردي ملموس‌تر خواهد داشت. تيمي كه وقتي گوارديولا در تابستان 2008 به آن پيوست و هدايت آن را بعد از رايكارد خشكي كه توانسته بود حتي قهرماني اروپا را به دست بياورد، برعهده گرفت، رفتار و منشي متفاوت با او در دستور كار قرار داد و بدعت‌گذاري رفتاري در بارسلونا بود كه كليه بازيكنان و عناصر تيم را به مانند چرخ‌دنده‌هاي حركتي يك ماشين تبديل كرد كه همه را در اين مسير موفق دخيل مي‌كرد. ويلانوآي خونسرد مسئوليت يك تيم تمام قهرمان را با اين خصوصيات پذيرا شده است و وظيفه سنگيني را قطعا احساس خواهد كرد. با تمام اين شرايط موضوعي كه در انتخاب اين اسپانيايي به عنوان سرمربي جديد تيم بارسلونا دخيل بوده، حضور نزديك فلسفه فكري به پپ است كه بتواند راه موفقيت او را امتداد بخشد. راه موفقي كه به زعم خيلي از اهالي فوتبال برگرفته از تراوشات ذهني او در خط سير فكري پپ بوده است. حالا زمان مورد نظر فرا رسيده تا جواب اين سوال را پيدا كرد كه پپ با او موفق بوده است يا اينكه اين تيتو بوده كه شاگرد مكتب گوارديولا در بارسلونا شده است. بايد ديد اين كمك مربي ديروز و سرمربي امروز چه تغييراتي در سيستم رفتاري و كاري بارسا ايجاد مي‌كند و آيا مي‌تواند با بازيكناني كه به او تا ديروز به عنوان نفر دوم تيم نگاه مي‌كردند، تعامل لازم را برقرار كند؟ او در اولين تجربه سخت و بزرگ خود در سوپرجام اسپانيا مقابل رئال آقاي خاصي كه خودش را بعد از رفتن پپ در سرزمين ماتادورها بي‌رقيب مي‌پندارد، قرار مي‌گيرد و قطعا به دنبال اين است كه با عملكرد خودش و استفاده از همان سبك و سياق گوارديولا به اضافه اندكي چاشني تيتويي خودش بارسا 2012 را تيمي قدرتمندتر بسازد و نويد به ظهور يك گوارديولاي جديد همچون پپ تكرار نشدني كاتالان‌ها كه 4 سال پيش همگان راي به شكست زودهنگام او داده بودند، را بدهد.