تعميم يك فكر خام تا سرحد نابودي آنچه كه خود خرابه‌اي بيش نيست

ممنوع شدن ورود دروازه‌بان‌هاي خارجي به ليگ يك !

روز گذشته خبري از فدراسيون فوتبال روي خروجي رسانه‌ها قرار گرفت كه تقريبا بيشتر كارشناسان را بهت‌زده از يك تصميم ديگر از فدراسيون علي كفاشيان كرد. اهالي فوتبال كه در چهارسال گذشته با انواع و اقسام اشتباهاتي كه از بدنه فدراسيون بيمار و به شدت ضعيف اين رييس خندان بر پيكر نحيف و رنجور اين روزهاي فوتبال ما وارد شده بود روبه‌رو شده بودند، انتظار نداشتند با آغاز دوره دوم فعاليت كاري اين مدير و با توجه به برنامه‌هايي كه براي انتخاب دور دوم اعلام كرده بود شاهد شنيدن اينچنين خبرهايي باشند.

خبر اين بود:

«در جلسه‌اي كه بين مسئولان فدارسيون فوتبال به رياست رييس فدارسيون برگزار شد و با استناد به نامگذاري سال 91 به سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني، قانون منع ورود دروازه‌بان‌هاي خارجي علاوه بر ليگ برتر در ليگ يك كشور هم  ممنوع اعلام شد واين قانون با تشخيص و تصميم خود علي كفاشيان به تصويب مجدد رسيد.»

اما موضوع مورد بحث اينجاست، در حالي كه همه دست‌اندركاران و اهالي فوتبال بر اين باور بودند كه در سال جاري و با آغاز ليگ جديد اين قانون به‌خاطر عملكرد ضعيف دروازه‌بان‌ها و كم بودن بار كيفي و كمي آنها برچيده خواهد شد و فضا را براي كار دروازه‌بان‌هاي خوب و برتر دنيا باز خواهد كرد، برچه اساس و چه ادله‌اي دوباره مورد تاييد و حتي تعميم پيدا كرد.  

تاكيد اهالي فدارسيون و بالاخص شخص علي كفاشيان بابت توجيه اين كار خود كه اساس و پايه آن را برمبناي نامگذاري سال 91 بنا نهاده است، چنان غلط و بي‌محتوا است كه حتي يك فرد غيرورزشي و عادي هم قطعا درنگي در واهي و اشتباه شمردن اين تصميم نخواهد كرد.

چرا بايد تصميمي اينقدر سريع و عجولانه گرفته شود آن هم در حالي كه به هيچ يك از جنبه‌هاي آن و عواقبي كه شايد فوتبال مشكل‌دار اين روزهاي كشورمان را به سمت يك گرداب سوق داده و آن را به قهقرا ببرد، توجه‌اي نشود و از آن غافل بمانند. اگر اين‌طور است و اعتقاد اين مجموعه جديد و بالاخص همان مدير قبلي بر اين است كه ورود نيروهاي خارجي بر بدنه اين هدف و آرزو خدشه و لطمه وارد مي‌كند، پس چرا در جاهاي ديگر از اين اعتقاد و هدف نامي برده نمي‌‌شود. آنجا كه با هزار و يك خواهش و تمنا كارلوس كرش، يكي از بهترين مربيان حال حاضر جهان را كه با هر شائبه قهر و ناراحتي او در رسانه‌ها، گروهي از اين مجموعه بي‌درايت به تلاطم اين مي‌افتند كه از او عذرخواهي كنند تا نكند شايد خمي به ابروي آقاي سرمربي بيفتد، براي هدايت تيم ملي به خدمت مي‌گيريم و در جايي ديگر براي هدايت تيم‌هاي ليگي خودهميشه اولويت با مربيان كارآزموده‌ خارجي همچون دنيزلي و كرانچار و... بوده و آنها را به خدمت مي‌گيريم.  در جاي و  بعدي ديگر چرا بهترين گلزنان اين مجموعه بيمار ليگ فوتبال كشورمان در اغلب اوقات و در سال‌هاي برگزاري آن غيرايراني بوده از عمادرضا بگيريد تا ادينهو و اين يكي كه در سال جديد از آن رونمايي شد، يعني فونيكه سي ماليايي.  

بايد ديد چه ديدگاهي باعث وضع اين قانون شده و چه دليلي و برهاني(!) بر استمرار آن پافشاري مي‌شود كه صرف ميلياردها تومان براي به خدمت گرفتن دروازه‌بان‌هاي بي‌كفايت و بدون بار فني را بدون مشكل تلقي مي‌نمايد.

آيا اين ذهنيت مهم‌تر از آن همه پريشاني و ناراحتي هوادار و تماشاگري است كه سرمايه اصلي اين فوتبال به شمار مي‌آيد كه اين سال فوتبالي را با استرس و ناراحتي عملكرد دروازه‌بان‌هايي همچون ميثاق معمارزاده به سختي گذراند. آيا به اين امر واقف هستند بيشتر تيم‌هاي دسته اولي كه به ليگ برتر صعود مي‌كنند از دروازه‌بان‌هاي خارجي بهره گرفته‌اند.

 آيا به خدمت گرفتن دروازه‌بان‌هاي خوب خارجي مي‌توانيم شاهد نمايشي فراتر از دروازه‌بان‌هاي بعضا بدون كارآيي داخلي باشيم و از انتقال اطلاعات روز در سطح دروازه‌باني سود ببريم؟ آيا حضور دروازه‌باني همچون آودوكيچ بوسنيايي كه با حقوق ماهيانه چند هزار يورويي يك تنه به فرياد تيمي همچون پرسپوليس آمده مي‌تواند، بر يكه‌تازي سيدمهدي رحمتي، محمد محمدي و امثالهم خط بطلان بكشد اين قانون آنقدر به مذاق آنها خوش آمده كه خيلي راحت براي باشگاه‌هشان بابت بازي كردن در گذاشتن شرط و شروط -  از نگرفتن يك آلترناتيو گرفته تا بازي نكردن روي چمن مصنوعي- از يكديگر گوي سبقت را مي‌ربايند.

قطعا اين كم خردي اين يك ظلم و ذايل كردن حق باشگاه‌ها است كه اوج آن را مي‌توان در اظهارات و استدلال‌هاي ويژه شخص شخيص هادي آيت‌اللهي نايب رييس اول رييس كفاشيان جست‌وجو كرد، او كه در انتخابات فدراسيون و در موازنه قدرت هم به خواب نمي‌ديد روزي بتواند در اين پست و مقام باشد، او كه با فاكتور گرفتن از نام‌هايي همچون مرحوم ناصر حجازي و نيما نكيسا، عليرضا حقيقي را اولين دروازه‌بان لژيونر ايران معرفي كرده و هرگونه حكمراني احتمالي اين قشر از فوتبال را در هر بعدي در مقابل موضوع لژيونر شدن بي‌اهميت خطاب مي‌كند.

از تمام اين موارد كه بگذريم آنچه مورد تاسف و ناراحتي است، استنباط غلط از سنت‌هاي فرهنگي و اجتماعي افرادي در اين مجموعه است، كه با نداشتن كوچكترين اطلاعي از مسايل روز براي اين فوتبال اين مملكت تصميم مي‌گيرند و آن را به نابودي سوق مي‌دهند.اشتباهاتي كه نمونه‌هاي بارز آن را مي‌توان در موضوع حذف باشگاه سپاهان از جام باشگاه‌هاي آسيا، تيم ملي اميد و اخيرا هم ناكارآمدي اين مجموعه براي برگزاري يك بازي دوستانه مفيد براي تيم ملي نظاره كرد.  

اين علي كفاشيان و عوامل و عناصر او در مسند قدرت فوتبال اين مملكت هستند كه به جاي دقيق شدن در معنا و مفهوم تصميم گفته شده براي نامگذاري اين سال و توجه به جنبه‌هاي اصلي اين رسم كه از مهمترين آنها مي‌توان به حصول اخلاق پهلواني در ورزش، رسيدن به اصل 44 قانون اساسي در مورد خصوصي‌سازي حداقل دو باشگاه سرخابي كه سال‌ها درگير آن هستند و ... به نظر مي‌رسد اهالي سئول با اين تصميم‌گيري‌هاي غيرمنطقي و عجولانه  و بدون هيچگونه بار فني، فقط و فقط براي اينكه رفع تكليفي كرده باشند و به نحوي خود را در زمره بهره‌گيرندگان از اين خط مشي نام برده باشند، اينگونه خشت را كج‌‌تر و كج‌تر بنا مي‌گذارند!