یک گرگ در میان لیلیوم های سفید جزیزه
دورگه تکنیکی در لیگ جزیره
قطعا شرایط فوتبال در انگلیس با آنچه دژآگه در آلمان و بوندس لیگا تجربه کرده اختلافی از زمین تا آسمان دارد. برعکس انگلیس که فوتبالی شناور، نرم و متکی به قدرت و بدنی و سرعت بازیکنان به دارد، فوتبال آلمان همیشه به فوتبالی ماشینی و خشک معروف بوده است. درست است که انگلیس شرایط فوتبال اسپانیا را ندارد اما سبک فوتبال جزیره به نوعی است که اشکان می تواند با توجه به پتانسیلی که در او وجود دارد و با اتکا به قدرت بدنی و تکنیک خوبی که در اختیار دارد و از فاکتورهای مهم و رمز ماندگاری در فوتبال شلوغ و پرترافیک به خاطر تعدد بازی های موجود در آن است، از این تیم و سبک فوتبال در سن 26 سالگی یک سکوی پرتاب جدید برای خود بسازد. معمولا بازیکنان آلمانی و یا خو گرفته و بزرگ شده این مکتب فوتبالی همچون بالاک در فوتبال جزیره می توانند موفق باشند، چرا که انگلیسی ها طبق عادت به بازیکن خارجی تازه وارد خوب میدان می دهند و با توجه به اعتمادی که به انتخاب دارند، دژآگه می تواند از این فرصت به نحو احسن استفاده کند.
همانطور که گفته شد موضوع اشکان و جدایی او از گرگ ها و حضورش در تیم لیلیوم های سفید یک رنسانس در فوتبال او خواهد بود. این بازیکن که عمر حرفه ای خودش را با فوتبال آلمان سپری کرده و تقریبا تمام سبک و سیاق بازی کردن او همانند آن چیزی است که آلمان ها مدنظر دارند – و نمونه آن دعوت چندباره اشکان به تمام رده های فوتبال ملی آلمان به جز امیدو بزرگسالان است – حالا یک تجربه تازه را با شیوه و پنداشتی تازه از فوتبال تجربه می کند. به نظر می رسد که اشکان با توجه به شرایط زندگی و دوگانگی فرهنگ که هم اکنون در عرصه زندگی ورزشی خود با حضور در تیم ملی ایران تجربه می کند، از باب خو گرفتن با تیم جدید خودش و سبک و سیاق فوتبال جزیره مشکلی پیش رو نخواهد داشت. دژآگه 26 سال دارد و تقریبا سن مناسبی را با توجه کوله باری از تجربه که ماحصل 8 سال حضور در سطح اول بوندس لیگا است، در اختیار دارد. اگر او خیلی زود با شرایط تیم جدید وفق پیدا کند و بتواند با تیزهوشی در مدت زمان اندکی جایگاه خودش را در ترکیب اصلی و کنار بازیکنان تیزهوشی همچون برباتوف تازه به خدمت گرفته ثابت کند و قابلیت های خودش که مدنظر مربی هلندی فولام است را به نمایش بگذارد، می تواند با اینکه دیر است، اما به تیم های بزرگ فوتبال جزیره و کار با مربیانی همچون فرگوسن و ونگر نیز فکر کرده و از حالا حضور یک دهه ای را برای خودش در فوتبال انگلیس طرح و برنامه ریزی نماید.
شاید کارلوس کی روش سرمربی تیم ملی کشورمان که خود سال ها در کنار یکی از بزرگان فوتبال انگلیس یعنی فرگوسن فعالیت کرده از این انتقال هم خوشحال و هم ناراحت باشد. خوشحال از آن جهت که قطعا حضور این بازیکن و مهره کلیدی او در فوتبال سرعتی و رو به جلوی او هم می تواند به این بازیکن کمک کند و هم به تیم ملی کشورمان که از ضعف سرعت و نیل به تهاجم رنج می برد، کمک نماید. ترس سرمربی تیم ملی کشورمان از آنجا نمود پیدا می کند که با توجه به شرایط فوتبال انگلیس، این بازیکن باید در طول سال فشار حضور در 4 جام را با فولام تجربه کند. این یعنی برنامه ای فشرده که حتی روز اول کریسمس هم لیگ انگلیس در جریان است و او باید بازی کنند و تعطیلاتی همانند ایران در آن معنا ندارد. با این اوصاف زمان حضور این بازیکن را در اردوهای تیم ملی محدود شده و جدای از همه بزرگترین ترس که همانا خطر مصدومیت بیشتر از همه ذهن این مربی را بابت این بازیکن کلیدی تیم ملی، به خود مشغول خواهد کرد.