ضرورت حضور یک مربی با دانش به کادر فنی تیم ملی
کی روش به تنهایی ناجی نیست!
سیدیاسر رضوی - روزنامه خورشید - تیم ملی ایران در سومین بازی دور رفت مقدماتی یکی از بدترین باخت های خود را تجربه کرد و برای اولین بار در طول تاریخ رویارویی با فوتبال لبنان متحمل شکست شد و این ناکامی در کارنامه کارلوس کی روش ثبت شد. باختی که فشار همه جانبه ای را به سمت ملی پوشان و در راس آنها سرمربی تیم ملی کشور یعنی کارلوس کی روش روانه کرد. این فشارها از آن جهت بود که خیلی ها و اغلب کارشناسانی که تجربه حتی حضور یک روز در نیمکت یک تیم لیگ برتری را نداشتند، عقیده دارند این مربی تاکنون نتوانسته به شناخت خوبی از مجموعه فوتبال ایران و پتانسیل های موجود در آن داشته باشد و هنوز چیزی از نام بزرگ سرمربی سابق رئال و دستیار آلکس فرگوسن در نیمکت شیاطین سرخ در اولدترافورد چیزی ندیده اند و با این توصیف شأن این مربی را در حد یک تمرین دهنده پایین آوردند و او را گزینه مناسبی برای دستیاری یک مربی ایرانی فرض نمودند. در اینکه این مربی بزرگ و کارنامه درخشان او که بی دلیل به دست نیامده و به وسیله آن نامی برای خود دست و پا کرده و توانایی فنی او قطعا خیلی بالاتر از این بعضا کارشناسانی است که حمله های به نظر جانبدارانه به او را در دستور کار خود قرار دادند، بر کسی پوشیده نیست، اما ما هم معتقد به این هستیم این مربی در انتخاب کمک های ایرانی خودش به نوعی خوب عمل نکرده و انتخاب های مناسبی را در سطح فوتبال ایران انجام نداده است.
اینکه امروز این مربی در مقام مدعی ظاهر شده و به هر نحوی که مدنظرش است با فوتبال ایران رفتار می کند، برگرفته از آن برخورد اولی بود که مقامات فدراسیون فوتبال ایران هنگام ورود او برای تصدی پست سرمربیگری ایران با وی داشتند. این مربی وقتی احساس کرد که فقط ملاک حضور او و کارنامه درخشانش در تیم ملی ایران است، خود به عنوان یک پیمانکار وارد عمل شد و قرارداد با کمک مربیانش را هم برعهده خود گذاشت و بعد از آن هم که دیدید تیم ملی را با اخراج ترابیان بدون سرپرست کرد. این مربی پرتغالی در تخیلات ذهنیاش بدون توجه ضعف های موجود در ورزش ما، تا سرحد یک ناجی برای فوتبال ایران خود را بالا برده و اصلا توجهی به انتقادات و پیشنهاداتی که از سوی کارشناسان و اهالی فوتبال ایران می شود، توجهی ندارد و فکر می کندیک تنه از پس عبور از این جاده پرپیچ و خم به وجود آمده بر می آید که قطعا با شرایط فعلی فوتبال ایران کار سخت و به نظر غیرممکنی باشد.
با تمام فاکتورهای مثبت فنی که این مربی دارد، به نظر می رسد باید مقوله داشتن یک دستیار قوی و آشنا به فوتبال ایران در کنار کی روش که در این برهه حساس از ضروریات کادر فنی تیم ملی است، از سوی فدراسیون پیگیری و به مرحله اجرایی درآید. تیم ملی ایران وقتی توانست در حادثه ملبورن در کشور استرالیا با هدایت والدیر ویرا جواز صعود به جام جهانی 1998 را بگیرد، قطعا این موفقیت را در آن مقطع مرهون حضور یک مربی ایرانی همچون بیژن ذوالفقارنسب می دید که توانست با ارایه آموزه های خودش از فوتبال ایران و انتقال آن به سرمربی برزیلی تیم، این موفقیت را رقم بزند. در برهه ای که ما هنوز از مدعیان صعود به جام جهانی 2014 در برزیل هستیم و با باخت تلخ مقابل لبنان هنوز چیزی از دست نداده ایم، این وظیفه فدراسیون است که رویکرد خودش را عوض کرده و در حالی که به نظر می رسد حتی درصورت نتیجه نگرفتن تیم ملی کی روش از تیم ملی کنار گذاشته نخواهد شد (این موضوع به خاطر رقم پرداختی است که فدراسیون در صورت اخراج او باید چیزی حدود 15 میلیارد برای او هزینه کند) موظف است نظرات کارشناسان بدون غرض فوتبال همچون مجید جلالی، بیژن ذوالفقارنسب، محمود یاوری و... را در قالب یک کمیته فنی به سرمربی تیم ملی که سابقه او نشان دهنده این است که در بعد تصمیم گیری در ایران دچار مشکل شده است، نزدیک نموده و این تغییر نگرش را به سرمربی تیم ملی که در استخدام فدراسیون فوتبال ایران است دیکته کند.
تیم ایران با کی روش نتیجه بگیرد یا نه، صعود کند یا خیر، این مربی حضور دایمی در بین ما نخواهد داشت و پول خودش را گرفته و از فوتبال ایران می رود. نکته ای که مهم است در برخورد با چنین مربیان با کارنامه ای بدان توجه شود و باید به نوعی ساختار شکنی در آن صورت بپذیرد، نوع چینشی است که در به خدمت گرفتن این مربیان باید لحاظ شود و از همان اول حضورشان در تیم اسباب بودن مربیان جوانانی همچون عبدا... ویسی، تارتار، یحیی گل محمدی و... را در کنارشان فراهم سازیم و نگذاریم خیلی راحت مربی موفقی همچون منصوریان که در مدت حضورش در تیم ملی فعالیت مثبت و قابل دفاعی داشته از تیم کنار گذاشته شود.