سنبه پر زور استیضاح برای سرخابیها!
خورشید – سیدیاسر رضوی - این روزها به نظر میرسد باشگاه استقلال تهران در مشکلات مالی حادی غوطهور است و به همین خاطر هر روز شاهد گله و گلهگذاری بازیکنان این تیم از بیپولی هستیم که در نهایت صدای امیر قلعهنویی را هم در آورده و این مربی از دستی گرفتن بازیکنان از مربیان و عقب افتادن اجارهخانه مسئولان پشتیبانی خبر میدهد. شاید چندی قبل جدایی بازیکنی همچون زندی که حالا در کنارش رفتن دیهگو توسی و ساموئل هم به آن اضافه شد، بابت ترافیک در خط میانی و حمله آبیپوشان به نظر میرسید، اما این ریخت و پاشهای اول فصل به امید شل کردن سرکیسه وزارتخانه و پول اسپانسرینگ که کفاف این هزینهها را نداده، گویی باعث ریزش عناصر کهکشانی استقلال شده است. در این بین نه استقلال بلکه پرسپولیس هم با شرایطی شبیه به آبی پایتخت در لیگ حاضر هستند.
پرسپولیس اگر به زعم گفته قلعهنویی و فتحا...زاده توانسته تهیه پول مورد نیاز خودش را مدیریت کند و مشکلی بابت پرداخت هزینهها نداشته باشد ولی داشتن زمینهها و پتانسیلهای بالا برای جذب منابع مالی یک بعد قضیه مدیریت بوده که تقریبا درمانی موقت برای این تیمها و در مقاطعی کوتاه مدت به حساب میآید. این دو تیم نه به زعم حضور رویانیان و فتحا...زاده بلکه برای جمعیت هوادار مشتاق آنها که سطح توقعات را در بالاترین سطح ممکن طلب میکند، نتوانسته مدیری به خود ببیند که در یک پروژه کوتاه یا میان مدت دست به انقلاب زیربنایی در این تیمها بزند و از پایه شرایط این دو تیم را به حد استاندارد و مطلوب برساند. مهمترین و اصلیترین ترمز در این برنامهریزی جدا از وزارت ورزش کنونی، سازمان و نهادهایی همچون سازمان تربیتبدنی وقت بود که نتوانستند پروسه خصوصیسازی این تیمها را به سرانجام برسانند و تکمیلکننده آن باشند. به همین مقوله اضافه کنید شد یا نشدهای وکلای بهارستان را که بابت اختصاص یک درصد هزینههای جاریه به ورزش یک روز حرف از باید میزنند و روز دیگر این باید را به نباید تبدیل میکنند. این خود عاملی است که وزیر ورزش و نگرانی مجموعه تحت امرش از استیضاح احتمالی، باعث پرداختن به قول و قرارهای اولیه با باشگاهی همچون استقلال نشوند زیرا در بندهای استیضاحی که به فرجام نرسید، یکی از آنها سؤال از وزیر بابت نحوه هزینه در این باشگاههای سرخابی پایتخت بود.
حال اگر استنباط نمایندگان مجلس و شخص وزیر برای هل دادن این تیمها به سمت حرفهای شدن این است که شریان حیات آنها را به این صورت قطع کنند و آنها را تشنه در بیابان به دنبال آب بفرستند، باید گفت سناریوی سیه فامی و سیه روزی این دو ویترین فوتبال کشورمان را رقم زدهایم و در این مورد بهتر است به طرح جماعتی مصلحتاندیش(!) که خواهان تعطیلی این فوتبال برای یک پروسه 2 الی 3 ساله بابت انجام کارهای زیربنایی هستند، صحه گذاشته و به آن جامه عمل بپوشانیم زیرا این شیوهای است که حداقل از سقوط فعلی سطح اول فوتبال کشورمان جلوگیری میکند.
با این حال به طور قطع باید گفت خسران و هزینههایی که بابت ندادن 6 میلیارد آن هم به واسطه پروژه فشار نمایندگان برای باشگاههای سرخابی که خودمان آنها را آماده و ریزه خور دولت پرورش دادهایم به مراتب بالاتر از آن چیزی خواهد بود که متصورش هستیم. چرا که جبران این رویکرد غلط راه بدون بازگشتی را برای احیای مجدد آنها حتی در فرضیه احتمالی خصوصیسازی شان رقم می زند. پس باید این حداقلهای در نظر گرفته شده را که از اول به آنها قول و وعدهاش داده شده، عملی کرده و براساس خواستهها و تفکرات خام لحظهای پیکره این پیشینه تاریخ فوتبال ایران را به راحتی مورد هجومهای اینچنینی قرار ندهیم تا در پایان فصل با برنامه و رویکردی جدید، برنامههای مناسب را حتی بابت حذف هزینهها و کمکهای دولت به مرحله اجرا بگذاریم.