سیدیاسر رضوی - خورشید 

در حالی که همه ذهنیت‌ها با سفر محمد عباسی وزیر ورزش و جوانان به شهر «سوچی» روسیه و گفت‌وگو با «ژاک روگ» رئیس کمیته بین المللی المپیک برای حل مسائل و مشکلات مربوط به تعلیق ورزش ایران پیش می‌رفت، گویا با عدم حضور وی در این اجلاس این اتفاق صورت نپذیرفت و بحث تعلیق همچنان به قوت خود باقی ماند تا همچنان شاهد فضای ابهام آلودی از بودن یا نبودن‌ها در عرصه مدیریت ورزشی کشور باشیم.

رویدادی که این روز‌ها ورزش ما با آن دست به گریبان است و به نوعی توپ را به زمین حریف قانون مدار خود انداخته است، در حالی به وقوع پیوست که اکثر کار‌شناسان وقتی در ۸ دی ماه ۱۳۸۹ با رای قاطع وکلای حاضر در مجلس هشتم شاهد تلفیق سازمان تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان بودند و چندی بعد هم محمد عباسی را به عنوان اولین وزیر این وزارتخانه دیدند، این رویداد را فاخر و نیک برشمردند که خبر از یک رنسانس و تحول عظیم درعرصه ورزش را می‌داد.

اتفاقی که در این ۲ سال اندی که از عمر این وزاتخانه نوپا می‌گذرد گویا ثمره‌ای نداشته و مسئولان آن هنوز نتوانسته‌اند درک درستی از آنچه که در ورزش می‌خواهند و باید انجام دهند داشته باشند. نهاد ورزشی‌ای که برخلاف فلسفه وجودی آن، که انجام کارهای بزرگ از جمله ایجاد و تداعی یک ساختار نوین در عرصه ورزش بود، به جای تحقق این امر به نوعی شاهد عقبگرد آن در مجامع بین المللی ورزشی هستیم.

نمونه بارز این عقبگرد تهدید هر روزه تعلیق ورزش ایران است. ما تا قبل از این هم شرایط مشابهی را در زمان علی آبادی و کنار گذاشتن ۲۸ رییس فدراسیون تجربه کردیم و آب از آب هم تکان نخورد، نکته‌ای بحث برانگیز که حالا که وزارت ورزش دست به این اقدام زده، کارش اینقدر برجسته و مورد نکوهش قرار گرفته است؟!

جدای پیدا کردن پاسخی برای این سوال، در این رویداد توجه به این نکته که تبدیل یک سازمان به وزارتخانه و شائبه دخالت دولت، امری طبیعی بود که از‌‌‌ همان ابتدا حساسیت کمیته بین المللی المپیک و رصد ذربین‌گونه آن روی فعالیت‌های ورزشی ایران را قابل پیش بینی می‌کرد. امری که گویا مدیران ورزش ما و در راس آن‌ها وزیر ورزش توجهی به آن نداشتند و نتوانستند همانند کشورهای پیشرفته و حتی عربی رفتار کرده و به مثابه آن‌ها در لفافه و سایه اهداف سیاسی خود را در عزل و نصب‌ها لحاظ نمایند تا جایی که حتی انتخاب‌های درست آن‌ها هم مورد شبهه قرار بگیرد و اسباب لرزش شاخک‌های حساس IOC را فراهم کنند.

فضایی که وقتی از بدو تاسیس‌اش با نحوه چیدمانی که پای حضور سیاسیون ناآشنا به ورزش را به این عرصه باز کرد، نقدهای زیادی را به همراه داشت و گویا به سمتی پیش می‌رود که شاهد کنار رفتن تدریجی نیروهایی هستیم که هزینه زیادی برای شکوفا و رشد و تعالی آن‌ها از دیروز به امروز در این حیطه کرده‌ایم.

هرچند شاید مدیرانی که عزل شده و جای خودشان را به دیگران دادند، در واقعیت امر ناکارآمد بودند، اما قانون گرایی (حتی با رویکرد سیاسی) IOC که حذف برخوردهای سیاسی و دخالت دولتی‌ها در ورزش را سرلوحه کار خود قرار داده، انتخاب‌های مجمع را حتی اگر غلط و اشتباه هم بوده باشند را به سندی برای اهرم فشار قرار دادن تبدیل نموده و اهمیتی به برهان‌های وزارت بابت این آمدوشد‌ها نمی‌دهد. 

 با این حال امید است در این برهه حساس که تمام حرکات ورزش ما حتی درست آن، حساسیت برانگیز و پرشائبه جلوه می‌کند، وزارت ورزش با رویکردی صحیح حفظ ظاهر نموده و با مدیریتی درست و فکر شده از بار این فشار‌ها کاسته و دعواهایی که سیاسی تلقی می‌شود را به زمانی دگر موکول نمایند. این یعنی یک شبه از دست ندادن و حفظ اعتبار ۱۵۰ تا ۱۶۰ کرسی بین المللی که در مجامع ورزشی در اختیار داریم و با سال‌ها تلاش وکوشش به دست آمده است. مدیریت بحرانی که اگر به درستی هدایت نشود، دود عاقبت بد آن در ادامه قطعا به چشم ورزشمان خواهد رفت!