به بهانه وداعی تلخ و غریبانه با موشک فوتبال ایران

خورشید – سیدیاسر رضوی:پرسپولیس در مقابل موجی از هواداران قرمزپوش ورزشگاه آزادی جام حذفی را از دست داد و نتوانست از تنها اعتبار باقی مانده برای خودش استفاده ببرد تا در هاله‌ای از ابهام، علاقه‌مندان به این تیم چشم‌انتظار آینده‌ای باشند که چند سالی است با ترس و غمی بزرگ به آن فکر می‌کنند. با این حال این بازی جدای نتیجه باختش، یک که نه بلکه دو غم دیگر را در پایان بازی در دل جای داده بود  و آن غم فراق از ستاره‌های آسمان کم فروغ فوتبال کشورمان بود. وقتی بازی شروع شد و پرسپولیس از سپاهان با گل کریم انصاری‌فر جلو افتاد همه یک پایان شاد و ماندگار را برای مهدی مهدوی کیا در ذهن می‌پروراندند که هرباره با به تساوی کشیدن بازی از سوی طلایی‌پوشان اصفهانی به سرابی تبدیل می‌شد تا جایی که بالاخره قرمزهای پایتخت در ضیافت پنالتی‌ها نتیجه را به حریف واگذار کردند و پایانی تراژیک را برای وداع مهدی با مستطیل سبز رقم زدند.

مهدی مهدوی‌کیا با حیایی مثال‌زدنی با تمام سروصداهایی که بابت بازی آخر او توسط مسئولان و کادر فنی پرسپولیس به راه افتاده بود، سرانجام در غریبانه‌ترین شکل ممکن - که حتی نزدیک به آن حداقلی که برایش در نظر گرفته شده بود هم نبود، کفش‌هایش را به دیوار قرمز قلب خود آویخت. وقتی مهدی در حلقه‌ای نامأنوس و غریبی از فلاش‌های پشت هم عکاسان به مظلومانه‌ترین شکل مسیر چهارگوش سبز وداع را می‌پیمود، بوسه هرباره‌‌اش بر کنج زمین سرد آزادی تیشه‌ای دیگر بر دل سکوهای قرمز بود تا حدی که دیگر یتیمی باخت را به فراموشی سپرده بودند. وقتی می‌دیدند حتی یک نفر از به به و چه چه کنندگان چند روز قبل موشک با او همراه نشدند تا شریکش در کم شدن این غم بزرگ باشند. آن موقع بود که خداحافظی جادوگر همراه با کیا به واسطه حضور دایه‌های مهربان‌تر از مادر برایمان معنی دیگری پیدا کرد.
مهدی عزیز حق تو این نبود و ماهم شرمساریم. شرمنده‌ایم که در باران عشق به تو فارغ از هر رنگ و لعابی، به دریا زدن آخرین تو دیده نشد و آنچه حداقل حق تو بابت دو دهه زحمتت بود، در مهمانی باشکوه پایانی به درستی ادا نگردید. اما در این لحظه‌های همصحبتی ما با تو آنچه که دلمان می گوید این است تو از هر طریق و راهی که بروی به مقصد خواهی رسید و با روشنی دل و کوله‌باری از دعا بازگشت دوباره‌ات به خانه را انتظار می‌کشیم. چرا که در این بازار مکاره دودوزه‌بازی و دورویی کالاهای کمیابی همچون تو و کریمی با یک قحطی فراگیر مواجه شده‌اند که شاید به اندازه انگشتان یک دست هم نتوان از آن در سراسر دنیای پرطمطراق الکی فوتبال کشورمان پیدا کرد. پس مهدی عزیز می‌دانیم تو هم مثل ما دلخوری و مثل ما بغض بدورد حزن‌انگیز، اشک‌آلود و غریبانه‌ات را در دل می‌خوری اما مطمئن هستیم که بازهم مثل روزهای قدیم فرصتی برای در کنار هم بودن در یک وعده‌گاه ورزشی پیدا خواهد شد. از همین روی کیای دوست داشتنی با موجی از حسرت به‌خاطر زودی که خیلی دیر شد از تو به امید سلامی دیگرخداحافظی کرده و سلام دوباره‌ات را به انتظار می‌نشینیم.