به بهانه ادعای هادی عقیلی درباره سیدمهدی رحمتی
تاریخ هم شاید دیگر او را صدا نکند!

خورشید – سیدیاسر رضوی: هادی عقیلی در تازه‌ترین اظهارات خودش بعد از کنار گذاشته شدنش از تیم ملی به واسطه قهری که از اردو داشت توسط کارلوس کرش، عامل اصلی که نتوانست دوباره به جمع ملی‌پوشان اضافه شود را گوش کردن به حرف مهدی رحمتی درخصوص امضا نکردن نامه عذرخواهی می‌داند. عقیلی که حالا برای بازی در لیگ ایران و سپاهان اصفهان هم هنوز تکلیفش مشخص نیست و از سوی دیگر امیدی به بازگشت و پوشیدن لباس ایران در جام جهانی 2014 را هم ندارد در این مورد چنین می گوید: «باور کنید خام مهدی رحمتی شدم. وقتی فهمیدم قرار است برای بازگشت به تیم ملی نامه ای امضا کنم خوشحال شدم و قصدم این بود که هرچه سریعتر این کار را انجام بدهم اما مهدی به من زنگ زد و گفت که نامه را امضا نکن. کی روش و فدراسیون بعد از بازی با قطر برای بازگشت ما التماس می کنند. حالا هم تیم ملی به جام جهانی رفته و من هم که آرزویم حضور در جام جهانی بود با این شرایط باید این آرزو را با خودم به گور ببرم. کاش به حرف مهدی را گوش نکرده بودم. اکنون صادقی و منتظری در تیم ملی فیکس هستند و بعید است کی روش از آنان چشم پوشی کند.»

دروازه‌بان اسبق تیم ملی در حالی در برابر اتهام جدید وارد شده به خودش بابت حرف‌های هادی عقیلی قرار می گیرد که در ذهن خود به این می‌اندیشید که ایران مقابل قطر می بازد و یا با یک مساوی به کشور بر می گردد تا آن وقت سرمربی تیم ملی با توجه به فشارها مجبور به دعوت دوباره از او و عقیلی شود. رویایی که با با سه برد متوالی ملی‌پوشان و صعود مستقیم به برزیل آنهم به عنوان تیم اول به سرابی برای محاسبات و پیش بینی‌های رحمتی تبدیل شود تا دیگر با بسته شدن کلیه درب‌ها برای بازگشتش،  بازی در تیم ملی را از دست بدهد. در این بین بحثی در مورد اشتباه هادی عقیلی که بابت از دست دادن موقعیتش در تیم ملی بسیار ناراحت است، در میان نبوده و به قول معروف خودکرده را تدبیر نیست اما در صورتی که این ادعا درست باشد و این کلام از سوی رحمتی منعقد شده باشد، حالا روی صحبت با سید است که تمام معادلاتش و پیش‌بینی‌هایی که انجام داده بود به یکباره اشتباه از آب درآمد. موضوعی که چرایی این رفتار غیرمنصفانه و خودخواهانه در مورد یک ملت، علامت سوال‌های زیادی را به وجود می‌آورد.

 

 نگاهی به گذشته

وقتی مهدی رحمتی به دلایلی نامعلوم از تیم ملی کنار کشید و خودش را به قول معروف باز نشسته کرد، موج عظیمی از حمایت‌های همه جانبه از سوی هواداران، مدیران فوتبالی و بازیکنان را پشت سر خود دید که او را مجاب کرد تا خیلی زود از تصمیم خود صرفنظر کند. رفتاری که کارلوس کی‌روش آن را برنتابید و بارها و بارها تا همین بازی آخر و صعود به جام جهانی 2014 برزیل وقتی او نامه عذرخواهی مدنظر او را امضا نکرد، محکم مقابل این فشار برای بازگشت او ایستاد و هربار که جوی برای دعوت دوباره رحمتی به راه افتاد به سختی آن را وتو کرد. چرا که کی‌روش معتقد بود این رفتار مهدی رحمتی یک رفتار ناعادلانه نسبت به هزینه ملی بوده که تاکنون برای او شده و از او چنین شخصیتی را درون چارچوب دروازه تیم ملی ساخته است. اینجاست که گویا با اثبات ادعای کی‌روش، موافقان و هجمه فشارآور به این مربی باید به این رفتار مرد پرتغالی به عنوان یک کلاس درس و نه یک خودخواهی و لجبازی برای اثبات یک اشتباه نگاه کنند.  

 

قضاوت با خود تو سیدمهدی!

همیشه این نکته در مورد دروازه‌بان اسبق تیم ملی وجود دارد که او به دنبال کار کردن در فضایی است که هیچ استرسی بابت وجود یک رقیب جدی را در کنار خود حس نکند. اتفاقی که در سپاهان هم وجود داشت و حتی بعد از پیوستن او به استقلال باعث شد با آمدن او وحید طالب‌لو وادار شود بعد از سال‌ها حضور در قفس توری آبی‌ها قید این تیم را بزند و به شاهین بوشهر کوچ کند. رحمتی وقتی از تیم ملی کنار کشید هرگز فکر نمی کرد با مدیری همچون کی‌روش سروکار دارد که در قاموس موفق او وقتی توانست با تمام فشارها و اتهام‌ها تیم ملی را به جام جهانی ببرد، چیزی به عنوان خرید ناز و یا بازیکن سالاری وجود ندارد. سیدمهدی بعد از این بارها با موجی از حمایت که بازگشت او را طلب می کرد، هیچگاه با رویکردی منطقی به فکر حل و فصل این موضوع برنیامد. در همین آخرین مرحله که از او خواسته شد به همراه هادی عقیلی از پیشگاه ملت ایران به واسطه این رفتار سهم خواهانه نسبت به لباس ملی عذرخواهی کند، به جای اقبال با این موضوع به سادگی از کنار آن گذشت و حالا هم که عقیلی می گوید حتی او را هم از امضا کردن این نامه منصرف کرده است. واقعا اینکه چرا رحمتی به جای استفاده از این پتانسیل به وجود آمده سعی می کند به عنوان یک بازیگردان ناشی که رسم و رسوم بازی را خوب بلد نیست خود را کنار کشیده و مردم را مقابل کرش و بالعکس او را برابر علاقه‌مندان حضور دوباره خودش در چارچوب دروازه تیم ملی قرار می‌دهد، پرسش‌های فراوانی را ایجاد می‌کند. جایی که او نامه عذرخواهی مرد پرتغالی را به عنوان «من سرباز ملت هستم» پس می‌زند و آن را پوزش از شخص کی‌روش و نه مردم ایران قلمداد می‌کند. حالا آقای رحمتی شما در حرف چنین مدعی هستی اما قضاوت با خودتان، آیا ما باید این ادعای تو را بپذیریم و سهم خواهی را از آن تویی بدانیم که گویا لباس ملی ایران را حق بلامنازع خود می‌داند یا مشت گره کرده کارلوس کی‌روش مقابل چوی، سرمربی کره‌جنوبی وقتی به ملت ایران اهانت کرد؟

 

تاریخ هم دیگر تو را صدا نخواهد زد

قطعا هرچه سعی کنیم در مقابل حرف‌های هادی عقیلی و ادعای او نسبت به سیدمهدی رحمتی از کلمه اگر و اما استفاده کنیم تا شاید روزنه‌ای برای عبور از این اتهام وارده پیدا شود، کاری سخت را پیش رو می‌بینیم. چرا که عقیلی وقتی دیگر امیدی به بازگشت به جمع ملی‌پوشان ندارد، با این حرف‌ها خواسته یا ناخواسته تمام پل‌های پشت سرش را خراب کرده و به نظر می‌رسد احتیاجی ندارد تا بخواهد گناه اشتباه خودش را گردن دیگری بیندازد تا راهی برای فرار و اثبات بیگناهی خود باز کند.  با این تفاسیر رحمتی که همیشه جدای هواداران استقلال، موجی از حمایت رنگ‌های قرمز، سبز، زرد و... این روزهای فوتبال ما را هنگام قرار گرفتنش در چارچوب دروازه تیم ملی پشت سر خود می‌دید، حالا با چه حال و هوایی و با چه شرایطی می‌تواند مقابل نگاه‌های معنادار این جماعت قرار بگیرد و رودر رو و چشم در چشم بازهم خود را یک سرباز ملت بداند؟! او که خیلی راحت با لجبازی‌ها و خواسته‌های غیرمنطقی خودش به تمام آنچه دلنگرانی‌‌های یک جماعت برای صعود به جام جهانی بود پشت کرد تا ثابت کند مرغ او یک پا دارد نه کارلوس کی‌روش. او که به واسطه یک پنداشت غلط و مملو از پلشتی به راحتی و با لبخندی تلخ پس از صعود به جام جهانی روی خط رسانه ملی آمد و این پیروزی ملی‌پوشان را با شیرینی هندوانه و تخمه‌ای که هنگام تماشای بازی میل می کرده به ایران زمین تبریک گفت. آنچه مشخص است در صورت صحت ادعای عقیلی تو آقای سیدمهدی رحمتی! کاری با سرنوشت خود کردی که سال‌ها بعد شاید با دیدن کارنامه‌ات توسط آیندگان و حتی خودت، تاریخ هم دیگر نخواهد نام تو را به عنوان یک سرباز ملت صدا بزند.