عشق به وطن یا پول وطن؟
با این حال اینکه مکنونات قلبی کاپیتان تیم ملی اینقدر دیر و بعد از مهیا شدن شرایط ماندنش آن هم با پادرمیانی مسئولان ورزش کشور به یکباره قلیان کرد، پارادوکسی را به وجود میآورد که علامت سوالهای زیادی با خود به همراه دارد. نکونام در صحبتهای این چند روزه خود بعد از قطعی شدن حضورش در استقلال 92 مدعی شده بود که در 30 می 2013 (9 خرداد 1392) از شارجه امارات پیشنهاد داشته اما از اول هم نمیخواسته به این تیم برود. این ادعا را بگذارید کنار خبری که در تاریخ 25/4/1392 در سایت خبرگزاری ایسنا به چاپ رسید که طی آن اعلام شده بود جواد نکونام و مدیر برنامههایش در 24/4/1392 با مدیران باشگاه شارجه به توافق نهایی رسیدهاند. توافقی که او امروز (25/4/1392) عازم این کشور میشود تا قرارداد نهایی خودش را با سران این باشگاه متمول اماراتی به امضا برساند و بعد از آن بلافاصله به تهران بازخواهد گشت تا در نشست خبری موسسه خیریه محک در 26/4/1392 شرکت کند. خبر این توافق در حالی اعلام شده بود که گویا تکاپوهای اهالی استقلال برای برآورده کردن خواستههای نکونام به ثمر ننشسته و نتوانستهاند او را از رفتن به این تیم منصرف کنند. این همان شرایطی است که گفتیم اگر اینطور است باید جوابی برای این ابهامات به وجود آمده در حرفهای بازیکن استقلال و احساسات برانگیخته او و اعلام آنها به هواداران استقلال تا قبل از مسجل شدن ماندنش در جمع آبیپوشان پایتخت پیدا کرد.
سوال اول:
در این کش و قوس اولین چیزی که در ذهن هر جست وجو کننده بابت اخبار این ماندن یا نماندن خطور میکند و جرقه اولین فرضیه را به وجود میآورد این است که اگر نکونام قصد رفتن نداشته و از اول هم به این پیشنهاد شارجهایها برای حضور در لیگ جعلی «ع.رب.ی» جواب رد داده است، پس چرا خبر توافق او با مسئولان این تیم روی خروجی برخی خبرگزاریها قرار گرفت. آیا نمیشود اینطور فرض و تداعی کرد که این حرکت یک اهرم فشار از سوی این بازیکن برای استفاده از مقوله ممنوع بودن حضور بازیکنان ایرانی در لیگ فوتبال امارات بوده است؟ کاری که به واسطه آن استقلال، وزارت ورزش و حتی فدراسیون فوتبال را به تکاپوی فراهم کردن شرایط مالی مورد نیاز او انداخته تا با تحت فشار قراردادن آنها به خواسته خودش که همانا وصول مطالباتش از مدیران باشگاه دولتی استقلال بود، دست پیدا کند.
سوال دوم:
فرضیه دیگری که در این مورد موجود است به باشگاه معمولا طلبکار استقلال از دولت مربوط میشود. آبی پوشان بدون شک نمیخواستند به راحتی قزلآلای صید شده خود را در لیگ 92 آن هم در شرایطی که استقلال باید در 4 جبهه با حریفان خود دست و پنجه نرم کند، از دست بدهند. از سوی دیگر هم خود نکونام شرایط این روزهای زندگیاش بعد از به دنیا آمدن اولین فرزندش (آریان نکونام) شرایط حضور در خارج از کشور و حتی در تیمهای بزرگ شهرستانی همچون تراکتور را نیز نداشت. همه قطعات این پازل در این فرض وقتی کنار هم چیده میشوند به یکباره ذهن را به سویی می کشاند که کیسه خالی استقلال جریان نکو را به سمتی میبرد که از مقوله موج منفی به راه افتاده و حتی ممنوعیت حضور بازیکنان ایرانی در لیگ جعلی «ع.ر.ب.ی» بهره برده و با این حربه پول نگه داشتن جواد نکونام از طریق وزارت ورزش تأمین شود. شائبهای که وقتی حضور و دخالت علی کفاشیان در جریان نهایی شدن قرارداد این بازیکن را با استقلالیها شاهد بودیم، رنگ و بوی دیگری به خود گرفت و به این احتمال که وزارت ورزش یا فدراسیون فوتبال شرایط مالی حضور کاپیتان تیم ملی را در پایتخت فراهم کردهاند، سروشکل دیگری داد.
یک توضیح:
البته در این بین شاید فرضیههای دیگری هم موجود و یا اصلا وجود نداشته باشند. با این حال نظریهپردازان فرضیههای جدید باید به دو مورد علقه به «مام میهن» و همچنین پاسخ منفی این بازیکن به شارجه امارات از ابتدا توجه کرده و فرضیههایی را مطرح کنند که تناقضات جدید ایجاد نکند. همین پاردوکس های فعلی برایمان کفایت می کند.